آلمانی
🔸 معادل فارسی:
• از . . . سرچشمه گرفتن
• ناشی شدن از
• ریشه در . . . داشتن
• از . . . برخاستن
• زاییده یا حاصل چیزی بودن
🔸 مثال ها:
• Seine Angst entspringt schlechten Erfahrungen.
... [مشاهده متن کامل]
ترس او از تجربه های بد گذشته سرچشمه می گیرد.
• Der Fluss entspringt in den Alpen.
این رودخانه از کوه های آلپ سرچشمه می گیرد.
• Viele Konflikte entspringen Missverst�ndnissen.
بسیاری از اختلاف ها از سوءتفاهم ها ناشی می شوند.
🔸 معادل فارسی:
• از . . . سرچشمه گرفتن
• ناشی شدن از
• ریشه در . . . داشتن
• از . . . برخاستن
• زاییده یا حاصل چیزی بودن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
ترس او از تجربه های بد گذشته سرچشمه می گیرد.
این رودخانه از کوه های آلپ سرچشمه می گیرد.
بسیاری از اختلاف ها از سوءتفاهم ها ناشی می شوند.
برابرپارسیِ واژه یِ " entspringen" ، واژگانِ " برزَهیدن، برزَهیده شدن از" می باشند. همچنین است: ( برزاییدن/برزاییده شدن از )