entered به معنی : وارد شدن
مثال : she was reading a book when l entered
مثال : she was reading a book when l entered
منعقد کردن
پابه عرصه گذاشتن
دخیل بود ؛ دخالت داشتن
ورود
شرکت کردن
وارد شدن
معنی Sorry, the SMS instruction you entered is incorrect.
وارد شد
وارد شد واردشدن یاداخل رفتن
وارد شدن
داخل شد
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٥)