enlist

/enˈlɪst//ɪnˈlɪst/

معنی: سرباز کردن، کمک طلب کردن از، نام نویسی کردن، برای سربازی گرفتن، در فهرست نوشتن
معانی دیگر: (برای خدمت نظام) نام نویسی کردن، ثبت نام کردن، به خدمت نظام رفتن یا درآوردن، (کمک یا حمایت و غیره ی دیگران را) جلب کردن، بهره گرفتن از، (با: in) شرکت جستن در

بررسی کلمه

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: enlists, enlisting, enlisted
• : تعریف: to volunteer or sign up to serve, as in the military or in some cause.
مترادف: enroll, sign up, volunteer
مشابه: join, register
فعل گذرا ( transitive verb )
مشتقات: enlister (n.)
• : تعریف: to secure the services of, as in the military or some cause.
مترادف: conscript, draft, enroll, induct, recruit, sign up
مشابه: engage, impress, line, marshal, press, shanghai

جمله های نمونه

1. i wish to enlist you in a good cause
می خواهم شما را به امر خیری دعوت کنم.

2. he is going to enlist in the navy
او در نیروی دریایی خدمت نظام خود را انجام خواهد داد.

3. He decided to enlist in the Marines.
[ترجمه گوگل]او تصمیم گرفت در نیروی دریایی ثبت نام کند
[ترجمه ترگمان]اون تصمیم گرفت که عضو نیروی دریایی بشه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They hoped to enlist the help of the public in solving the crime.
[ترجمه گوگل]آنها امیدوار بودند که از مردم برای حل این جنایت کمک بگیرند
[ترجمه ترگمان]آن ها امیدوار بودند که در حل این جرم از مردم کمک بگیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We've got to enlist some people to help prepare the food.
[ترجمه گوگل]ما باید از چند نفر برای تهیه غذا کمک بگیریم
[ترجمه ترگمان]ما باید از بعضی از مردم برای آماده کردن غذا استفاده کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We are hoping to enlist the cooperation of women's groups.
[ترجمه گوگل]امیدواریم بتوانیم همکاری گروه های زنان را جلب کنیم
[ترجمه ترگمان]ما امیدواریم که مشارکت گروه های زنان را جلب کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Can I enlist your help in raising the money?
[ترجمه Yasser] میتونم اسم شمارو بنویسم برای کمک کردن در جمع اوری پول؟
|
[ترجمه گوگل]آیا می توانم از شما برای جمع آوری پول کمک بگیرم؟
[ترجمه ترگمان]میتونم کمکتون کنم تا پول رو بلند کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Some older men did enlist in the home guards and could be seen drilling each morning and evening.
[ترجمه گوگل]برخی از مردان مسن تر در نگهبانان خانه ثبت نام کردند و هر روز صبح و عصر در حال حفاری بودند
[ترجمه ترگمان]بعضی از افراد مسن در گارد سلطنتی نام نویسی کردند و هر روز صبح و شب حفاری را می دیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He also visited Alfonso and tried to enlist his support.
[ترجمه گوگل]او همچنین از آلفونسو دیدن کرد و سعی کرد از او حمایت کند
[ترجمه ترگمان]او همچنین از آلفونسو دیدار کرد و کوشید که از او پشتیبانی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Only 31 percent of sailors re- enlist after their first enlistment period.
[ترجمه گوگل]تنها 31 درصد از ملوانان پس از اولین دوره خدمت سربازی مجددا نام نویسی می کنند
[ترجمه ترگمان]تنها ۳۱ درصد از ملوانان پس از اولین دوره نام نویسی خود ثبت نام می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. He's trying to enlist my sympathy by pretending he's in the grip of some third thing.
[ترجمه گوگل]او سعی می‌کند با تظاهر به اینکه در چنگ چیز سومی است، همدردی من را جلب کند
[ترجمه ترگمان]او سعی می کند از همدردی من با وانمود کردن به چیزی که در چنگ یک سوم است، خدمت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. You may also need to enlist the help of a friend.
[ترجمه گوگل]همچنین ممکن است لازم باشد از یک دوست کمک بگیرید
[ترجمه ترگمان]همچنین ممکن است لازم باشد از کمک یک دوست استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Richards tried to enlist my support, but I had no desire to get involved.
[ترجمه گوگل]ریچاردز سعی کرد حمایت من را جلب کند، اما من تمایلی به دخالت نداشتم
[ترجمه ترگمان]Richards سعی کرد از حمایت من استفاده کنه، اما من هیچ علاقه ای نداشتم که دخالت کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. She undertook an assignment to enlist Tsarist support for the Boulangists and then travelled to Ireland.
[ترجمه گوگل]او مأموریتی را برای جلب حمایت تزارها برای بولانژیست ها بر عهده گرفت و سپس به ایرلند سفر کرد
[ترجمه ترگمان]او یک ماموریت برای جلب حمایت تزار از the به عهده گرفت و سپس به ایرلند سفر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. One council, Lancashire, has been trying to enlist the Ministry of Agriculture's help in controlling their hogweed.
[ترجمه گوگل]یکی از شوراها، لانکشایر، در تلاش بوده است تا از وزارت کشاورزی برای کنترل علف های هرز خود کمک بگیرد
[ترجمه ترگمان]یک شورا، Lancashire، در تلاش است تا وزارت کشاورزی را به کنترل hogweed جلب کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سرباز کردن (فعل)
maturate, conscript, enlist, enroll

کمک طلب کردن از (فعل)
enlist

نام نویسی کردن (فعل)
matriculate, enter, enlist, enroll

برای سربازی گرفتن (فعل)
enlist

در فهرست نوشتن (فعل)
table, enlist

انگلیسی به انگلیسی

• draft into military service; voluntarily join the military; voluntarily join a cause
if someone enlists or is enlisted, they join the armed forces.
if you enlist someone or enlist their help or support, you persuade them to help you.
see also enlisted.

پیشنهاد کاربران

enter
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : enlist
✅️ اسم ( noun ) : enlistment
✅️ صفت ( adjective ) : enlisted
✅️ قید ( adverb ) : _
در نظر گرفتن
ثبت نام کردن ( سربازی )
1. نام نویسی کردن ( برای شرکت در سربازی، جنگ، و نیروهای سه گانه )
At the outbreak of war, he was enlisted in the army
2. روی ( کمک یا خدمت ) کسی حساب کردن
He has enlisted the help of a sports psychologist for the team.
در فهرست نوشتن، فهرست کردن
۱ ) کمک گرفتن - کمک طلب کردن از
They have at last decided to enlist the help of experts
▪️▪️▪️
۲ ) نام نویسی کردن ( برای سربازی )
They both enlisted in 1915
مدد جستن، یاری جستن، بهره بردن
کمک گرفتن، استفاده کردن

بپرس