endangered

/enˈdeɪndʒər//ɪnˈdeɪndʒə/

(verb transitive) به مخاطره انداختن، در معرض خطر گذاشتن

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: exposed to danger.
مشابه: insecure

(2) تعریف: threatened with extinction, as a species of life.

جمله های نمونه

1. alcohol endangered his health
الکل سلامتی او را به مخاطره انداخت.

2. an endangered plant
گونه ای گیاه که در معرض نابودی است

3. napoleon's ascendency in europe endangered britain's interests
استیلای ناپلئون بر اروپا منافع بریتانیا را به خطر افکند.

4. those liberal men who endangered their own lives to defend the rights of others
آن آزاده مردانی که برای دفاع از حقوق دیگران جان خود را به خطر انداختند

5. the giant panda is an endangered species
پاندای عظیم الجثه در معرض انقراض است.

6. The list of endangered species includes nearly 600 fishes.
[ترجمه آیهان] لیست گونه های در معرض خطر ماهی نزدیک به ۶۰۰ عدد رو دربرمیگیره.
|
[ترجمه ترگمان]تعداد گونه های در معرض خطر در معرض خطر تقریبا ۶۰۰ ماهی است
[ترجمه گوگل]فهرست گونه های در معرض خطر شامل حدود 600 ماهی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This island is maintained as a sanctuary for endangered species.
[ترجمه ترگمان]این جزیره به عنوان پناهگاهی برای گونه های در معرض انقراض نگهداری می شود
[ترجمه گوگل]این جزیره به عنوان یک پناهگاه برای گونه های در معرض خطر نگهداری می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Mountain gorillas are an endangered species.
[ترجمه Elahe] گوریل هایی که در کوهستان هستند در معرض خطر انقراض هستند
|
[ترجمه Sanay_8674] گوریل های کوهستانی گونه ای در معرض خطر انقراض است.
|
[ترجمه P] گوریل کوهستانی گونه ای در معرض خطر انقراض است
|
[ترجمه idol kadın] گوریل های کوهستانی گونه در معرض خطر انقراض هستند. .
|
[ترجمه ترگمان]گوریل ها کوه گونه در معرض خطر انقراض قرار دارند
[ترجمه گوگل]گوریل های کوهستانی یک گونه در معرض خطر هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. 14 per cent of primate species are highly endangered.
[ترجمه ترگمان]۱۴ درصد از گونه های نخستی ها به شدت در معرض خطر هستند
[ترجمه گوگل]14 درصد از گونه های پریمتیک به شدت در معرض خطر هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. They placed the African elephant on their endangered list.
[ترجمه عطاران] ان ها فیل افریقایی را در لیست حیوانات در حال انقراض قرار دادند
|
[ترجمه وحید درایت] آنها فیل آفریقایی را در لیست ( حیوانات ) در معرض خطر خودشان قرار دادند
|
[ترجمه ترگمان]آن ها فیل آفریقایی را در لیست در معرض خطر قرار دادند
[ترجمه گوگل]آنها فیل فیل آفریقایی را در لیست خطرناکی خود قرار دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The society was set up to preserve endangered species from extinction.
[ترجمه ترگمان]جامعه برای حفظ گونه های در معرض خطر انقراض در معرض انقراض قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]جامعه برای حفاظت از گونه های در معرض خطر انقراض تنظیم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The koala is listed among Australia's endangered animals.
[ترجمه ترگمان]کو آلای در میان گونه های در معرض خطر استرالیا فهرست شده است
[ترجمه گوگل]کوالا در بین حیوانات در معرض خطر استرالیا قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The lizards are classed as an endangered species .
[ترجمه ترگمان]سوسمارها به عنوان گونه های در معرض خطر طبقه بندی می شوند
[ترجمه گوگل]مارمولک ها به عنوان یک گونه در معرض خطر قرار دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The health of our children is being endangered by exhaust fumes.
[ترجمه ترگمان]سلامت کودکان ما با دود اگزوز در معرض خطر قرار دارد
[ترجمه گوگل]سلامت کودکان ما به دلیل گازهای خروجی در معرض خطر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Endangered species need to be kept secure from poachers.
[ترجمه ترگمان]گونه های در معرض انقراض باید ایمن از شکارچیان نگهداری شوند
[ترجمه گوگل]گونه های خطرناک باید از شکارچی ها محافظت شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• at risk, in danger; in danger of extinction (about an animal or plant)

پیشنهاد کاربران

انقراض شدن
درخطر انقراض
در معرض انقراض
کمیاب
در معرض خطر

رو به نابودی ، در آستانه نابودی ، در مرز نابودی

در خطر ، در برابر خطر ، در آستانه خطر ، در مرز خطر

رو به انقراض ، در آستانه انقراض
رو به مرگ
خطر
در معرض انقراض و نابودی
در معانی مختلفی هستند یاتوجه در جمله و معنیش ترسناک خطرناک کمیاب
در معرض نابودی و انقراض
درحال انقراض
خطرناک
در معرض نیستی
در خطر انقراض

دَر مَعرَض خَطَر - - - دَر مَعرَض اِنقِراض - - - دَر خَطَر
Endangered animals are in danger of disappearing from the world
منقرض شدن
Endangered animals are in danger of disappearing from the world
یعنی در معرض خطر و نابودی
در معرض انقراض
حیوانات در معرض انقراض مانند دلفین نهنگی یا پلنگ آمور یا تمساح پوزه کوتاه
در معرض خطر
Endangered animals are in danger of disappearing from the world
در معرض انقراض، در مرز نابود شدن
در معرض خطر انقراض = معنی endangered
apper = در معرض خطر انقراض نیست ( مخالف endangered )

در حال معرض انقراض
درمعرض وخطرانقراض
درستش در معرض خطر هست
در معرض انقراض در معرض خطر
در خطر نابودی
در حال انقراض ، در معرض انقراض ، در معرض خطر.
انقراض درحال انقراض شدن ناپدید شدن
در خطر افتاده
منقرض شدن
At the risk of extinctoin=endangered
At the risk of dying out
خطر انقراض
در کتاب < English time 6 > میشه : endangered animals are in danger of disappearing from the world .
خطر انقراض یا منقرض شدن در کتاب کانون زبان گذینه 3
در معرض انقراض ، منقرض شدن

در معرض خطر - به مخاطره افتاده
این کلمه در reach 2 کانون زبان ایران میشه:
معنی:منقرض شدن

Endangered animals are in danger of disappearing from the world
حیوانات در معرض خطر انقراض در خطر ناپدید شدن از جهان هستند.
به معنای درمعرض خطر یا توی کتاب های درسی به معنای در معرض انقراض اومده تعریف درستی که میتونیم برشا داشته باشبم a group of living thing
espicially animals that they are few in the world and the number of them is decrease ( that means we can see only few of them like
Iranian cheetah
حالا یه مثال:Iranian cheetah is an endagered animal
در معرض خطر گذاشتن درسته
در حال انقراض
کمیاب
در معرض خطر گزاشتن
در معرض خطر
We must help endangered animals 🎶
ما باید به حیوانات در معرض خطر کمک کنیم
گیاه و جانوران در خطر مابودی
حیوانات در معرض انقراض
Endangered animals are in danger of disappearing from the world
اگه نوشته ی منو رو لایک کنید خیلی خوشحالم میکنید🪐
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما