enabling relationship

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( اصلی ) رابطه توانمندساز ( در معنای مثبت )
• رابطه تسهیل گر ( در معنای مثبت )
• رابطه آسان گیر/سهل گیر ( در معنای منفی و رایج تر – رابطه ای که با حمایت بی جا، رفتار ناسالم فرد مقابل را تداوم می بخشد )
...
[مشاهده متن کامل]

• رابطه هم وابسته و مشکل آفرین ( در بافت اعتیاد و اختلالات رفتاری )
🔸 مثال ها :
( معنای منفی – اعتیاد و وابستگی – رایج ترین )
"She thought she was helping her son by paying his bills, but she was actually caught in an enabling relationship that prevented him from seeking treatment. "
او فکر می کرد با پرداخت قبوض پسرش به او کمک می کند، اما در واقع در یک رابطه مشکل آفرین گرفتار شده بود که مانع از اقدام او برای درمان می شد.
( معنای منفی – نادیده گرفتن رفتار ناسالم دوست )
"If you always make excuses for your friend's rude behavior, you're part of an enabling relationship. "
اگر همیشه برای رفتار گستاخانه دوستت بهانه می آوری، در یک رابطه سهل گیرانه هستی.
( معنای منفی – در محیط کار )
"A manager who ignores an employee's consistent underperformance is fostering an enabling relationship that hurts the whole team. "
مدیری که عملکرد ضعیف مداوم یک کارمند را نادیده می گیرد، در حال ترویج یک رابطه آسان گیرانه است که به کل تیم آسیب می زند.
( معنای مثبت – مددکاری اجتماعی )
"The social worker focused on building an enabling relationship to help the family become self - sufficient. "
مددکار اجتماعی بر ایجاد یک رابطه توانمندساز تمرکز کرد تا به خانواده کمک کند خودکفا شوند. �