مثال:
۱. Don't talk to him now; his empty stomach feels like it has no religion.
( الان با او صحبت نکن؛ شکم گرسنه اش دین و ایمان ندارد و کلافه است. )
۲. When I am hungry, my empty stomach feels like it has no faith, making me rude to everyone.
... [مشاهده متن کامل]
( وقتی گرسنه ام، شکم خالیه دین و ایمان ندارد و باعث می شود به همه بی ادب باشم. )
۳. The kids were fighting because their empty stomachs felt like they had no religion.
( بچه ها داشتند دعوا می کردند چون شکم هایشان گرسنه بود و بی قرار شده بودند. )
( الان با او صحبت نکن؛ شکم گرسنه اش دین و ایمان ندارد و کلافه است. )
... [مشاهده متن کامل]
( وقتی گرسنه ام، شکم خالیه دین و ایمان ندارد و باعث می شود به همه بی ادب باشم. )
( بچه ها داشتند دعوا می کردند چون شکم هایشان گرسنه بود و بی قرار شده بودند. )