elfin

/ˈelˌfɪn//ˈelfɪn/

معنی: کوتوله، مانند جن یا پری، وابسته به جن
معانی دیگر: الف مانند، پریسان، جن مانند
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: of, like, or resembling an elf.
اسم ( noun )
• : تعریف: an elf.

جمله های نمونه

1. She had an elfin face and wide grey eyes.
[ترجمه ترگمان]صورت پری و چشم های خاکستری پهنی داشت
[ترجمه گوگل]او چهره ای زیبا و چشمان خاکستری داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Her short hair suited her elfin face.
[ترجمه ترگمان]موی کوتاه او به صورت جن خانگی درآمده بود
[ترجمه گوگل]موهای کوتاه او به صورت نازک او مناسب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Her features were small, almost elfin.
[ترجمه ترگمان]خطوط چهره اش کوچک و تقریبا جن elfin بود
[ترجمه گوگل]ویژگی های او کوچک، تقریبا elfin بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Winona's face is small, almost elfin, with pale skin and big eyes.
[ترجمه ترگمان]صورت Winona کوچک، تقریبا جن کوتوله است، با پوست رنگ پریده و چشمان درشت
[ترجمه گوگل]صورت ویونونا کوچک، تقریبا elfin، با پوست کمرنگ و چشم بزرگ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Reports claimed that the elfin figured star's weight plunged terrifyingly until she tipped the scales at a mere five stones.
[ترجمه ترگمان]گزارش ها حاکی از آن بودند که شیطان با وزن ستاره به شکل وحشتناکی در حال سقوط است، تا اینکه به یک پنج سنگ بسنده کرد
[ترجمه گوگل]گزارش ها ادعا می کنند که وزن ستاره ای که به شکل الفین شناخته می شود، به طرز وحشتناکی فرو می رفته، تا زمانی که مقیاس ها را فقط به پنج سنگ متصل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. One positive note at the session was Elfin Forest residents' expression of respect for Ron Brown, their resident deputy.
[ترجمه ترگمان]یک یادداشت مثبت در این نشست حاکی از ابراز احترام نسبت به رون براون، نماینده مقیم آن ها، بود
[ترجمه گوگل]یکی از نشانه های مثبت در این نشست، سخنان محققان Elfin Forest درباره احترام رون براون، معاون ساکن آنها بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She has elfin features.
[ترجمه ترگمان]اسمش elfin نیست
[ترجمه گوگل]او ویژگی های elfin دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Our boyfriend's clothes make us look elfin & gorgeous. Guys look like complete idiots in ours.
[ترجمه ترگمان]لباس دوست پسر ما باعث می شه که به elfin & نگاه کنیم مردا مثل احمق ها توی بدن ما بنظر می رسن
[ترجمه گوگل]لباس های دوست پسر ما را به ما نگاه elfin * زرق و برق دار بچه ها مثل ماجراهای کامل در ما هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The montane elfin forest was analyzed with Count the software in Shimentai Nature Reserve, Yinde, Guangdong.
[ترجمه ترگمان]جن elfin با کنت the در ذخیره طبیعت Shimentai، Yinde، Guangdong، تحلیل شد
[ترجمه گوگل]جنگل های مگنات اگزین با نرم افزار Count در Reservation Nature Shimentai، Yinde، Guangdong مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Elfin riders sat them, watchful of a sign.
[ترجمه ترگمان]سواران Elfin در کنار آن ها نشسته بودند و گوش به زنگ علامتی بودند
[ترجمه گوگل]سواران الفین آنها را نشستند، مراقب علامت بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. You this is elfin, make me medium your love poison does not agree tardy however antidote!
[ترجمه ترگمان]شما، این جن خانگی هستید، مرا به طور متوسط مسموم کنید که با این همه پادزهر هم قابل قبول نباشد!
[ترجمه گوگل]شما این فوق العاده است، من را به محیط مرموز سم عشق خود را با تردید با این حال ضد پاداش موافق نیست!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Through the experiments of Vaccinium vitis-idaea—Pinus pumila elfin forest and investigations on pine-nut yield, the effect of management on pine-nut yield was analyzed.
[ترجمه ترگمان]از طریق آزمایش ها of vitis - idaea - pinus - forest و تحقیقات در مورد بازده pine - nut، اثر مدیریت بر بازده pine مورد بررسی قرار گرفت
[ترجمه گوگل]از طریق آزمایشات جنگل ارکستر ویتیس-idaea-Pinus pumila elfin و تحقیق بر عملکرد کاج، اثر مدیریت بر عملکرد اره کاشته شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. All the little creatures joined in the elfin dance.
[ترجمه ترگمان]همه موجودات کوچک در مجلس رقص جن خانگی به هم پیوستند
[ترجمه گوگل]همه موجودات کوچک در رقص الفین پیوستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The Elfin was driven out from the green grass, and from me the summer dream beneath the tamarind tree?
[ترجمه ترگمان]The از علف های سبز بیرون رانده شده بودند و از من رویای تابستان در زیر درخت هندی هندی به گوش می رسید؟
[ترجمه گوگل]Elfin از چمن سبز بیرون رانده شد، و از رویای من در تابستان در زیر درخت تامارند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

کوتوله (صفت)
pygmaean, pygmean, elfin, runty

مانند جن یا پری (صفت)
elfin

وابسته به جن (صفت)
elfin

به انگلیسی

• small mischievous creature (also about a child); fairy, sprite, gnome (folklore)
elf-like; mischievous, playful, sprightly; strangely beautiful or magical elflike
if you say that someone has elfin looks, you mean that they have small, delicate features.
elfin is also used to describe things that are connected with elves.

پیشنهاد کاربران

( افراد یا چهرشون )

کوچیک و ظریف بویژه با یه جذابیت فریبنده
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما