elf

/ˈelf//elf/

معنی: جن، پری
معانی دیگر: (فولکلور یا مردم باور - موجود آدمک مانند و شوخ و قدری شیطان که نیروی جادویی دارد و در جنگل و ماهور زیست می کند) الف، بچه ی شیطان، کودک پر شر و شور، آتشپاره

بررسی کلمه

اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "extremely low frequency."

جمله های نمونه

1. In sleep he looked delicate, more elf than goblin, almost beautiful.
[ترجمه گوگل]در خواب او ظریف به نظر می رسید، جن بیشتر از جن، تقریبا زیبا
[ترجمه ترگمان]او در خواب بسیار ظریف و بیشتر شبیه جن خانگی بود که تقریبا زیبا بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. An elf and an urchin, she had seen Holly.
[ترجمه گوگل]یک جن و یک جوجه تیغی، او هالی را دیده بود
[ترجمه ترگمان]او هالی را دیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Most of the old great Elf towns date from this period and it goes some way towards accounting for their remoteness.
[ترجمه گوگل]بسیاری از شهرهای بزرگ قدیمی الف‌ها به این دوره برمی‌گردند و این امر تا حدودی به دلیل دور بودن آنها است
[ترجمه ترگمان]بیشتر شهرهای قدیمی الف از این دوره قرار دارند و راهی برای محاسبه for آن ها پیش می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The Elf sees a couple of extra Dwarfs hiding behind a tree with poisoned daggers, waiting to back-stab the Elf.
[ترجمه گوگل]الف چند کوتوله اضافی را می بیند که پشت درختی با خنجرهای مسموم پنهان شده اند و منتظر هستند تا جن را از پشت خنجر بزنند
[ترجمه ترگمان]الف چند of اضافی را در پشت درختی پنهان می کند که خنجرها را از پشت درخت پنهان کرده اند و منتظر هستند که به الف ضربه بزنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Twoflower had always wanted to meet an elf.
[ترجمه گوگل]دو فلاور همیشه می خواست با یک جن ملاقات کند
[ترجمه ترگمان]Twoflower همیشه می خواست یک الف را ملاقات کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Griffon-mounted Elf Lords soared over the army.
[ترجمه گوگل]الف لردهای سوار بر گریفون بر فراز ارتش اوج گرفتند
[ترجمه ترگمان]فرمانروایان الف سوار بر ارتش به پرواز درآمدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. His Dark Elf followers have given themselves over entirely to his worship.
[ترجمه گوگل]پیروان الف تاریک او خود را به طور کامل به پرستش او سپرده اند
[ترجمه ترگمان]پیروان لرد سیاه او کاملا خودشان را به worship داده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The Elf fleets cleared the northern seas of their Naggarothi kinsfolk. Trade routes lost during the Sundering were re-opened.
[ترجمه گوگل]ناوگان الف ها دریاهای شمالی را از اقوام ناگاروتی خود پاکسازی کردند مسیرهای تجاری از دست رفته در جریان Sundering دوباره باز شدند
[ترجمه ترگمان]کشتی های الفی، دریاهای شمالی of را از هم باز کردند مسیرهای تجاری که در طی the گم شده بودند دوباره بازگشایی شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The largest Elf armada of all time was assembled to reclaim it.
[ترجمه گوگل]بزرگترین ناوگان الف تمام دوران برای بازپس گیری آن مونتاژ شد
[ترجمه ترگمان]بزرگ ترین ناوگان الفی که در تمام این مدت جمع شده بود تا آن را پس بگیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The Elf case has a political dimension that makes it an affair of state.
[ترجمه گوگل]پرونده الف یک بعد سیاسی دارد که آن را به یک امر دولتی تبدیل می کند
[ترجمه ترگمان]مورد الف یک بعد سیاسی دارد که آن را به یک دولت تبدیل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. A growing corruption scandal involving the Elf oil company claimed its highest-ranking victim to date.
[ترجمه گوگل]رسوایی فزاینده فساد مربوط به شرکت نفت الف، بالاترین رتبه قربانی خود را تا به امروز گرفت
[ترجمه ترگمان]یک رسوایی فساد رو به رشد که شرکت نفت الف در آن شرکت کرده بود، مدعی شد که بالاترین رده بالای این شرکت قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. This was the high water mark of Elf culture when most of their greatest works of art were created.
[ترجمه گوگل]زمانی که اکثر بزرگترین آثار هنری آنها خلق شد، این نشانه آبی فرهنگ الف بود
[ترجمه ترگمان]این نقطه اوج فرهنگ الف ها بود که بیشتر آثار هنری آن ها خلق شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. But it was his elf face which shot up.
[ترجمه گوگل]اما این صورت جن او بود که به سمت بالا رفت
[ترجمه ترگمان]اما چهره الف بود که به او اصابت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Dark Elf raiders have committed innumerable acts of piracy.
[ترجمه گوگل]مهاجمان دارک الف مرتکب دزدی دریایی بیشماری شده اند
[ترجمه ترگمان]مهاجمان دارک هار بر خلاف چندین عمل دزدان دریایی را انجام داده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. It seemed an gross insult to Elf pride that the Phoenix crown should remain in Dwarf hands.
[ترجمه گوگل]این که تاج ققنوس باید در دستان کوتوله بماند، توهینی بزرگ به غرور الف به نظر می رسید
[ترجمه ترگمان]برای غرور الف توهین بزرگی به نظر می رسید که تاج ققنوس باید در دستان دو رف باقی بماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

جن (اسم)
sprite, spook, deuce, goblin, bogie, bogy, bogeyman, elf, jinn, puck, fairy, jinni, fay, urchin, robin goodfellow

پری (اسم)
full, repletion, glut, fullness, elf, fairy, day before yesterday, peri, pixie, suffusion, fay, pixy

کلمات اختصاری

عبارت کامل: Extremely Low Frequency
موضوع: علمی
سامد بس پایین در تقسیم بندی اتحادیه بین المللی مخابرات به تابش الکترومغناطیس با بسامد میان ۳ تا ۳۰ هرتس گفته می شود که طول موجی میان ۱۰۰۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ کیلومتر دارند. بسامد بس پایین را با عبارت اختصاری ELF نشان می دهند.
در علوم جوی، بسامد بس پایین در بازه ۳ تا ۳۰۰۰ هرتس درنظر گرفته می شود.
این امواج در میان یونوسفر و سطح زمین به صورت طبیعی وجود دارند. امواج با بسامد بس پایین در برقراری ارتباطات مخابراتی نظامی و همچنین الکترومغناطیس درمانی کاربرد دارند.
از عوارض در معرض قرار گرفتن برای این امواج بر سلامتی موجودات زنده نیز گزارش هایی وجود دارد.

تخصصی

[برق و الکترونیک] extremely low frequency-بسامد نهایت - پایین ( ای ال اف ) بامد کمتر از 300 هرتز در طیف رادیویی که متناظر با طول موج بالای 100 کیلومتر است .

انگلیسی به انگلیسی

• very low-frequency electromagnetic radiation emitted by electrical appliances
small mischievous creature (also about a child); fairy, sprite, gnome (folklore)
an elf is a small magical person in fairy stories who plays tricks on people.

پیشنهاد کاربران

در زبان آلمانی، به شمارۀ ۱۱ که در انگلیسی میشود eleven، اِلف میگویند.
جن. پری
مثال:
They never pick up their dirty clothes or wet towels from the floor. They think some elves [elf] come later and pick them up.
آنها هیچ وقت لباسهای کثیفشان و حوله های خیس را از زمین بر نمی دارند. آنها فکر می کنند بعدا چند تا جن و پری می آیند آنها را بر می دارند.
کاملش elfish, جن و پری
Elfishly جنی شده ، جن زده
۱. یک موجود افسانه ای با گوش نوک تیز و قدرت جادویی
۲. شخصی که خیلی جذاب و دلفریب باشه
۳. برنامه نویسی در کامپیوتر
Elf به معنی پری هست یا همون فرشته
Extremely Low Frequency
گُل پری
[برگرفته از دوبلۀ کارتون قدیمی "باغ گل ها"]
a small creature in stories usually with pointed ears and magical powers
Elf راز ارتباط بین اعداد و حروفست
معنی تمام کلماتست
رمز حافظه ، ریاضی ، موسیقی و . . . تمام علوم برای اهل همان علم
همینطور عشق
همچنین در تاریخ ، جغرافی و . . .
Elfها موجودات کوتوله ( البته در بعضی از جا ها و داستان ها خیر ) که گوش های تیز مو های بلند و ( اکثرا ) صورتی روشن و سفید رنگ دارند. شما می تونید کوتوله های بابا نوئل رو هم elfدر نظر بگیرید. آنها انسان نیستند، برخی آنها را به عنوان جن و پری می شناسند ( البته elfنوعی افسانه است )
الف ( کوتوله بابانوئل )
به معنی فیل کوچیک هم میشه
الف ها در داستان های مختلفی بوده اند.
خصوصا در رمان های پروفسور تالکین. در این قصه ها الف ها مردمی دانا و مهربان بودند که نژاد های مختلف داشتند.
گوش های تیز و موهای بلند داشتند.
شیطان کوتوله
داستانی هم به همین نام وجود دارد که البته خیلی قدیمی است. کتابش رو در همون دوره کودکی خوانده بودم. داستان جالبی است. محمدرضا ایوبی صانع
Elfś was very friendly and kind
وروجک
جن وپری
انسان نیست
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٧)

بپرس