electrolysis

/əˌlekˈtrɑːləsəs//ɪˌlekˈtrɒləsɪs/

معنی: تجزیه جسمی بوسیله جریان برق
معانی دیگر: الکترولیز، برق کافت

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: chemical change produced by the passage of electric current through an electrolyte.

(2) تعریف: the application of electric current to destroy living tissue such as hair roots or skin growths.

جمله های نمونه

1. The chemist reduced water by electrolysis.
[ترجمه ترگمان]داروساز آب را با الکترولیز کاهش داد
[ترجمه گوگل]شیمیدان آب را با الکترولیز کاهش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. That in turn requires extraction and electrolysis of 450 tons of water and liquefaction of the resulting 50 tons of hydrogen.
[ترجمه ترگمان]این به نوبه خود نیازمند استخراج و electrolysis ۴۵۰ تن آب و مایع شدن ۵۰ تن هیدروژن است
[ترجمه گوگل]این به نوبه خود نیاز به استخراج و الکترولیز 450 تن آب و مایع شدن 50 تن هیدروژن حاصل دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The high-temperature electrolysis scheme that we explored in connection with a lunar base can separate carbon dioxide into oxygen and carbon monoxide.
[ترجمه ترگمان]طرح الکترولیز بالا که ما در ارتباط با یک پایه قمری کشف کردیم می تواند دی اکسید کربن را به اکسیژن و مونوکسید کربن تفکیک کند
[ترجمه گوگل]طرح الکترولیز با درجه حرارت بالا که در ارتباط با پایه قمر مورد بررسی قرار گرفت، می تواند دی اکسید کربن را به اکسیژن و منوکسید کربن جدا کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This is psychic electrolysis for the headstrong. .
[ترجمه ترگمان]این نوعی الکترولیز کننده برای خودرایی است
[ترجمه گوگل]این الکترولیز روانی برای ریزش مو است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A carbon dioxide electrolysis unit requires both thermal and electrical power; indeed, it needs more thermal than electrical power.
[ترجمه ترگمان]واحد الکترولیز کربن دی اکسید هم به توان حرارتی و هم الکتریکی نیاز دارد؛ در واقع، آن به گرمایی بیشتری نسبت به توان الکتریکی نیاز دارد
[ترجمه گوگل]واحد الکترولیز دی اکسید کربن نیاز به انرژی حرارتی و الکتریکی دارد؛ در حقیقت، نیاز به حرارت بیشتری نسبت به قدرت الکتریکی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Electrolysis gets rid of unsightly facial hair.
[ترجمه ترگمان]Electrolysis از شر موهای پریشان صورتش خلاص میشه
[ترجمه گوگل]الکترولیز موهای ناخوشایند صورت را از بین می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. In electrolysis you attach a battery to two metal electrodes which are dipped into a sodium chloride solution.
[ترجمه ترگمان]در الکترولیز یک باتری را به دو الکترود فلزی متصل کنید که به محلول کلرید سدیم برده می شوند
[ترجمه گوگل]در الکترولیز یک باتری را به دو الکترود فلز متصل می کنید که به یک محلول کلرید سدیم فرو می روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. High-temperature electrolysis uses a large amount of electrical and thermal energy.
[ترجمه ترگمان]الکترولیز بالا از مقدار زیادی انرژی الکتریکی و حرارتی استفاده می کند
[ترجمه گوگل]الکترولیز با دمای بالا از مقدار زیادی انرژی الکتریکی و حرارتی استفاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. This may be taken as a result of electrolysis.
[ترجمه ترگمان]این امر ممکن است در نتیجه الکترولیز به دست آید
[ترجمه گوگل]این ممکن است به عنوان یک نتیجه از الکترولیز گرفته شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Electrolysis - stray ( D . C . ) current; inadequate grounding for the piping.
[ترجمه ترگمان]Electrolysis - سرگردان (D (C)جریان فعلی و ناکافی برای لوله کشی
[ترجمه گوگل]الکترولیز - جاری (D C) جریان؛ پایه نامناسب برای لوله کشی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Electrolysis anti - fouling, an important anti - fouling and anticorrosion method, has its unique features.
[ترجمه ترگمان]رسوب anti، یک روش آنتی - و رسوب مهم، ویژگی های منحصر به فرد خود را دارد
[ترجمه گوگل]ضد انفجار الکترولیز، یکی از روش های مهم ضد انفجار و ضد خوردگی، دارای ویژگی های منحصر به فرد آن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The influential factors of current electrolysis disinfection are studied.
[ترجمه ترگمان]عوامل موثر ضد عفونی سازی جاری مورد مطالعه قرار گرفته اند
[ترجمه گوگل]عوامل موثر در ضدعفونی الکترولیز فعلی مورد مطالعه قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Deuterium heavy water electrolysis is one of the most important generating deuterium methods.
[ترجمه ترگمان]الکترولیز آب سنگین یکی از مهم ترین روش های تولید آب است
[ترجمه گوگل]الکترولیز آب سنگین دوتریوم یکی از مهم ترین روش های تولید دوتریوم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. To high energy consumption of zinc electrolysis process(ZEP), the energy consumption optimization problem is discussed.
[ترجمه ترگمان]برای مصرف انرژی بالا از فرآیند الکترولیز روی (ZEP)، مساله بهینه سازی مصرف انرژی مورد بحث قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]برای مصرف انرژی بالا پروسه الکترولیز روی (ZEP)، مسئله بهینه سازی مصرف انرژی مورد بحث قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تجزیه جسمی به وسیله جریان برق (اسم)
electrolysis

تخصصی

[شیمی] 1- الکترولیز، برقکافت 2- ( از بین بردن ریشه ى مو به وسیله ى برق کافت ) برق کافت ریشه ى مو، سوزاندن ریشه ى مو
[کامپیوتر] الکترولیز .
[برق و الکترونیک] الکترولیز ایجاد تغییرات شیمیایی از طریق گذراندن جریان الکتریکی بین الکترولیت و الکترود. به عنوان نمونه می توان از آبکاری الکتریکی، شکل دهی الکتریکی و صیقل دهی الکتریکی نام برد.
[پلیمر] برقکافت، الکترولیز
[آب و خاک] الکترولیز

به انگلیسی

• separation of a chemical compound using an electric current; removal of hair and warts using such a method
electrolysis is the process of passing an electric current through a substance in order to produce chemical changes in the substance; a technical term in physics.

پیشنهاد کاربران

electrolysis ( شیمی )
واژه مصوب: برق‏کافت
تعریف: روشی برای انجام واکنش های شیمیایی با عبور دادن جریان برق از درون محلول برق‏کاف یا نمک مذاب
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما