einschraenken

پیشنهاد کاربران

پیامِ شماره ی 18:
پیشنهادِ واژه ای پارسی به جایِ "محدود کردن، مقید کردن" و واژه یِ "einschraenken" ( آلمانی ) :
ما در زبانِ اوستاییِ کهن ریشه یِ "دیا :dyā" را داشته ایم که بُن کُنونیِ آن نیز "دیا:dyā" بوده است. این ریشه تنها با پیشوندِ "نی" در اوستا ( برای نمونه یَسنا:Y. 48. 7 ) برجای مانده است.
...
[مشاهده متن کامل]

این ریشه برابر با واژه یِ لاتینِ "devincire" و واژگانِ آلمانیِ زیر می باشد:
1 - fesseln : بستن، به بند کشیدن
2 - einschraenken: محدود کردن، مقید کردن
3 - Einhalt tun : بازداشتن، مانع شدن، جلوی کسی را گرفتن
آنچه برایِ ما در اینجا ارزندگی دارد، واژه یِ einschraenken ( شماره یِ 2 ) و معنایِ آن است.
ما در سانسکریتِ واژه یِ "آ - دیَتی:a - dyati" را به معنایِ "Erweiterung: گسترش/گسترانِش" نیز داشته ایم که پیشوندِ " آ - " در آن منفی ساز بوده است.
. . . . . .
پرسش: ما چگونه می توانیم این واژه را به پارسیِ میانه - نو برگردانیم؟
من پیشتر در پیامِ شماره ی V4 در زیرواژه یِ"سره سازی زبان پارسی" درباره یِ ریشه هایِ اوستاییِ پایان یافته با " - آ" و روشهایِ بکارگیریِ این دست ریشه ها در زبانِ پارسیِ میان - نو سخن گفتم و یادآور شدم که ما می توانیم این ریشه ها را بدین سان به ریختِ پارسیِ میانه - نو درآوریم:
1 - افزودنِ " - آدن" : دیادَن/دَی -
2 - افزودنِ " - ودن" با بُن کُنونیِ پایان یافته به " - آی" : دیودَن/دیای -
3 - افزودنِ " - آختن" با بُن کُنونیِ پایان یافته به " - آز": دیاختن/دیاز -
. . . . . . . . . . .
پَسگشت:
ستونِ 761 از نبیگِ "فرهنگنامه زبانِ ایرانیِ کهن" ( کریستین بارتولومه )

einschraenken