eat out of one's hands


1- کاملا تحت تسلط کسی بودن 2- کاملا از کسی پیروی کردن

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( عامیانه ) مطیع و رام کسی بودن، از کسی اطاعت کامل کردن
• زیر دست و فرمان کسی بودن، حرف شنوی کامل داشتن
• هر طور کسی بخواهد رفتار کردن
• ( در حیوانات ) رام شدن، غذا از دست کسی خوردن ( معنای اصلی )
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
"A good teacher can have the most disruptive students eating out of their hand within a month. "
یک معلم خوب می تواند در عرض یک ماه سرکش ترین دانش آموزان را رام ( مطیع ) خود کند.
"He thinks he can get me to agree to anything, but he does not have me eating out of his hand. "
او فکر می کند می تواند مرا وادار به موافقت با هر چیزی کند، اما من آنقدرها مطیع و رام او نیستم.
"The puppy was shy at first, but now he's completely eating out of my hand – literally and figuratively. "
توله سگ اولش خجالتی بود، اما حالا کاملاً از دست من غذا می خورد – هم به معنای واقعی کلمه و هم مجازی ( مطیع و حرف شنو شده ) .

ریشه : در زمانهای قدیم برای رام کردن حیوانات غذا را توی دستشون می گذاشته اند . حیوانی که کاملا تحت کنترل بوده غذایش را از کف دست تربیت کننده می خورده
مرید کسی شدن
مثال:
I'm sorry. It can’t be helped. It is out of my hands.