🔸 معادل فارسی:
( پذیرش با اشتیاق ) از ته دل پذیرفتن، با جان و دل قبول کردن
( فریب خوردن با لذت ) کاملاً خوردن ( فریب ) ، سرِ چیزی ذوق زده شدن
( لذت بردن کامل ) چشیدن و لذت بردن، کیفی کردن
... [مشاهده متن کامل]
مثال ها:
اجرا هنری/ The comedian told his funniest story, and the crowd ate it up for five minutes straight.
کمدین خنده دارترین داستانش را گفت و جمعیت پنج دقیقه کامل از ته دل خندید و پذیرفت.
تعریف و تمجید/ Give her a little compliment and she eats it up like candy.
یه تعریف کوچک ازش بکن، مثل آب خوردن ذوق می کند.
فریب خوردن با لذت/ He claimed he was a retired spy, and his dumb friends ate it up.
ادعا کرد یک جاسوس بازنشسته است و دوستان احمقش کاملاً باور کردند.
لذت بردن از فیلم/کتاب/ I know the movie is cheesy, but I ate it up because I love romance.
می دانم فیلم مبتذل است، اما کیف کردم چون عاشق فیلم عاشقانه هستم.
( پذیرش با اشتیاق ) از ته دل پذیرفتن، با جان و دل قبول کردن
( فریب خوردن با لذت ) کاملاً خوردن ( فریب ) ، سرِ چیزی ذوق زده شدن
( لذت بردن کامل ) چشیدن و لذت بردن، کیفی کردن
... [مشاهده متن کامل]
مثال ها:
اجرا هنری/ The comedian told his funniest story, and the crowd ate it up for five minutes straight.
کمدین خنده دارترین داستانش را گفت و جمعیت پنج دقیقه کامل از ته دل خندید و پذیرفت.
تعریف و تمجید/ Give her a little compliment and she eats it up like candy.
یه تعریف کوچک ازش بکن، مثل آب خوردن ذوق می کند.
فریب خوردن با لذت/ He claimed he was a retired spy, and his dumb friends ate it up.
ادعا کرد یک جاسوس بازنشسته است و دوستان احمقش کاملاً باور کردند.
لذت بردن از فیلم/کتاب/ I know the movie is cheesy, but I ate it up because I love romance.
می دانم فیلم مبتذل است، اما کیف کردم چون عاشق فیلم عاشقانه هستم.
خوردن تا ته، بلعیدن، ته چیزی را درآوردن
باور کردن، پذیرفتن بدون چون و چرا
غرق لذت شدن، کیف کردن
باور کردن، پذیرفتن بدون چون و چرا
غرق لذت شدن، کیف کردن
خوردن یا مصرف کردن میتواند برای مواد مخدر توهم زا نیز استفاده شود
You can use the phrase eat up any time you're talking about something — or someone — who uses up or consumes resources, especially at a rapid pace.