eat charge

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
تاوان کاری را به گردن گرفتن ( که دیگری انجام داده )
در زبان محاوره ای: �گناه کس دیگری را به گردن گرفتن�، �سیبل شدن�، �باج دادن برای دیگران�
مثال:
The low - ranking soldier had to eat charge for the general’s mistake.
...
[مشاهده متن کامل]

سرباز جزء مجبور شد تاوان اشتباه ژنرال را بدهد.
The CEO’s assistant ate charge for the leaked scandal.
دستیار مدیرعامل بابت رسوایی لو رفته سرزنش شد.
He decided to eat the charge to keep his brother out of jail.
او تصمیم گرفت اتهام را بپذیرد تا برادرش به زندان نیفتد.