۱. به تدریج واردِ ( چیزی ) شدن ( فعل عبارتی ) ( ترجمه رایج در زبان فارسی )
I am slowly easing into my new routine at work.
۲. کم کم جا افتادن در ( فعل عبارتی )
It took him a few weeks to ease into the local community.
... [مشاهده متن کامل]
۳. به آرامی و با احتیاط وارد شدن [فیزیکی] ( فعل عبارتی )
She eased into the hot bath to relax her muscles.
۴. آرام آرام خو گرفتن / عادت کردن ( فعل عبارتی )
The coach is easing the players into a more rigorous training schedule.
۵. به نرمی شروع کردن ( فعل عبارتی )
The teacher eased the students into the complex subject with simple examples.
۶. غلتیدن یا فرو رفتنِ تدریجی [در حالتی یا فضایی] ( فعل عبارتی )
The car eased into the narrow parking space.
توضیح:
این اصطلاح به معنای شروع کردن یک فعالیت، موقعیت، یا روتین جدید به صورت کاملاً ملایم، مرحله به مرحله و بدون شتاب زدگی است. هدف از "Ease into" این است که از وارد شدنِ شوک، استرس یا فشار ناگهانی جلوگیری شود تا فرد یا شیء بتواند به بهترین شکل با شرایط جدید سازگار شود. این عبارت هم در موارد فیزیکی ( مانند نشستن آرام روی صندلی ) و هم در مفاهیم ذهنی و شغلی ( مانند عادت کردن تدریجی به مسئولیت های جدید ) کاربرد وسیعی دارد.
کلمات و اصطلاحات مرتبط:
Gradually transition / Settle in / Acclimate / Adapt slowly / Slide into / Wade into / Break in / Gently start / Smooth the transition / Get the hang of / Familiarize / Soft launch
۲. کم کم جا افتادن در ( فعل عبارتی )
... [مشاهده متن کامل]
۳. به آرامی و با احتیاط وارد شدن [فیزیکی] ( فعل عبارتی )
۴. آرام آرام خو گرفتن / عادت کردن ( فعل عبارتی )
۵. به نرمی شروع کردن ( فعل عبارتی )
۶. غلتیدن یا فرو رفتنِ تدریجی [در حالتی یا فضایی] ( فعل عبارتی )
توضیح:
این اصطلاح به معنای شروع کردن یک فعالیت، موقعیت، یا روتین جدید به صورت کاملاً ملایم، مرحله به مرحله و بدون شتاب زدگی است. هدف از "Ease into" این است که از وارد شدنِ شوک، استرس یا فشار ناگهانی جلوگیری شود تا فرد یا شیء بتواند به بهترین شکل با شرایط جدید سازگار شود. این عبارت هم در موارد فیزیکی ( مانند نشستن آرام روی صندلی ) و هم در مفاهیم ذهنی و شغلی ( مانند عادت کردن تدریجی به مسئولیت های جدید ) کاربرد وسیعی دارد.
کلمات و اصطلاحات مرتبط: