earn one's way back in

پیشنهاد کاربران

🔹 معادل فارسی
• دوباره جایگاه خود را به دست آوردن
• با تلاش دوباره پذیرفته شدن
• راه بازگشتن را با شایستگی پیدا کردن
• دوباره اعتماد یا عضویت را کسب کردن
- - -
## 🔹 مترادف ها
...
[مشاهده متن کامل]

regain acceptance – win back trust – restore position – reestablish credibility – prove oneself again
- - -
## 🔹 مثال ها
• She had to earn her way back in after losing the trust of her colleagues.
او مجبور شد پس از از دست دادن اعتماد همکارانش دوباره راه بازگشت را پیدا کند.
• The singer earned his way back in with a hit album.
خواننده با یک آلبوم موفق دوباره جایگاهش را به دست آورد.
• He’s trying to earn his way back in after being suspended.
او تلاش می کند پس از محرومیت دوباره پذیرفته شود.