برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1406 100 1

expected

/ɪkˈspek.tɪd/ /ɪkˈspek.tɪd/

بررسی کلمه expected

صفت ( adjective )
• : تعریف: thought likely or certain to happen.

- We did not get the expected results from our experiment.
[ترجمه ترگمان] ما نتایج مورد انتظار را از تجربه خود دریافت نکردیم
[ترجمه گوگل] ما نتیجه آزمایش مورد انتظار ما را دریافت نکردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه expected در جمله های نمونه

1. he expected fair compensation for his services
او انتظار داشت که در مقابل خدماتش پاداشی منصفانه به او داده شود.

2. he expected you to give him a tip
توقع داشت که به او انعام بدهی.

3. i expected you to write me letters
توقع داشتم برایم نامه بنویسی.

4. the expected storm did not occur
توفان پیش بینی شده به وقوع نپیوست.

5. i never expected such crudity from her
هرگز انتظار چنین بی‌ادبی را از او نداشتم.

6. she was expected to fetch and carry all day
از او انتظار داشتند که صبح تا شب فرمانبری کند.

7. he is not expected to live through the night
انتظار نمی‌رود که امشب زنده بماند.

8. sooner than i expected
زودتر از آنچه انتظار داشتم

9. university professors are expected to publish articls and books
از استادان دانشگاه انتظار دارند مقاله و کتاب به چاپ برسانند.

10. party members were not expected to ventilate their own personal views
از اعضای حزب‌انتظار نداشتند که عقاید شخصی خودشان را علنی کنند.

11. the tasks which they expected me to perform
کارهایی که انتظار داشتند من انجام دهم. ...

معنی expected در دیکشنری تخصصی

[صنعت] مورد انتظار
[ریاضیات] منتظره، چشم داشت
[ریاضیات] زمان مورد انتظار فعالیت
[حسابداری] ظرفیت واقعی مورد انتظار
[حسابداری] گردش وجوه نقد مورد انتظار
[ریاضیات] امید فراوانی خانه، امید ریاضی فراوانی خانه
[ریاضیات] فراوانی نظری، فراوانی مورد انتظار
[حسابداری] اقلام مورد انتظار بهای تمام شده
[نساجی] عمر معمولی ماشین آلات نساجی
[آمار] نمره های نرمال مورد انتظار
[آمار] آزمون نمره های نرمال مورد انتظار
[آمار] احتمال مورد انتظار

معنی کلمه expected به انگلیسی

expected
• anticipated, awaited, foreseen, looked forward to, hoped for
expected income
• probable earnings, amount of money a person is expected to earn
expected punishment
• penalty determined by law, punishment that is generally accepted
expected return
• profit that an investment is expected to make
as expected
• as anticipated, as hypothesized, as foreseen
more than expected
• more than was estimated

expected را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رامبد شادمهر
انتضار مي رود
Samira@
انتظار داشتن
هادی
پیش بینی شده
هادی
پیش بینی شده
سپهر رضوانیان
مورد انتظار و توقع
محدثه فرومدی
1 موردنظر
2 انتظار بر این است که...
R
انتظار می رود
سرگل رضائی
احتمال
saba
توقع داشتن
کاظم فرقانی
مورد انتظار، محتمل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی expected مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )