برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1639 100 1
شبکه مترجمین ایران

exhilarating

واژه exhilarating در جمله های نمونه

1. swimming in the cool lake was exhilarating to him
برای او شنا در آن دریاچه‌ی خنک کیف داشت.

2. We have just got some exhilarating news.
[ترجمه ترگمان] خبره‌ای جالبی داریم
[ترجمه گوگل]ما فقط برخی از اخبار هیجان انگیز را دریافت کرده ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It was exhilarating to be on the road again and his spirits rose.
[ترجمه ترگمان]خوشحال بود که دوباره در راه است و روحیه‌اش سرخ شد
[ترجمه گوگل]هیجان زده بود که دوباره در جاده ها حرکت کند و روح او افزایش یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. My first parachute jump was an exhilarating experience.
[ترجمه ترگمان]اولین پرش با چترنجات من یک تجربه هیجان‌انگیز بود
[ترجمه گوگل]اولین پرش چتر نجات من یک تجربه هیجان انگیز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He clearly found the physical exertion exhilarating.
[ترجمه ترگمان]اون مشخصا فعالیت فیزیکی و نشاط فیزیکی رو پیدا کرده
...

معنی کلمه exhilarating به انگلیسی

exhilarating
• invigorating, stimulating; exciting
• invigorating, stimulating

exhilarating را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمیدرضا یزدانی
نشاط بخش
فرانک
فرح بخش
mehdi.p
هیجان انگیز
محدثه فرومدی
روح‌بخشی، نشاط‌بخشی
نسرین رنجبر
هیجان انگیز
making one feel very happy, animated, or elated; thrilling
Farhood
نشاط‌انگیز،
کیف‌دار

E.g. It was so exhilarating shooting the rapids (= travelling through the part of a river where the water flows dangerously fast)
Figure
فرح بخش، نشاط آور، شادی آور
Something that makes you excited, very happy, elated or thrilled
Refreshing
Bracing
محمد صفائیان
شور انگیز
Fateme
نشاط آور
نشاط دادن
شادمان کردن
روح بخشیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی exhilarating مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )