برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1718 100 1
شبکه مترجمین ایران

excoriation


معنی: پوست رفتگی، تراش

واژه excoriation در جمله های نمونه

1. His staring was full of anger and excoriation.
[ترجمه ترگمان]نگاهش پر از خشم و خشم بود
[ترجمه گوگل]خیره شدن او پر از خشم و انقباض بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Skin care to prevent excoriation around the stoma consists of keeping the skin clean and dry.
[ترجمه ترگمان]مراقبت از پوست برای جلوگیری از excoriation در اطراف the شامل نگه داشتن پوست تمیز و خشک است
[ترجمه گوگل]مراقبت از پوست برای جلوگیری از انقباض در اطراف استوم، حفظ پوست و تمیز کردن آن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Perianal skin excoriation may also develop.
[ترجمه ترگمان]excoriation پوستی Perianal نیز ممکن است توسعه یابند
[ترجمه گوگل]ممکن است انقباض پوستی پریانال نیز رشد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Frequently there is an inflammatory areola around the excoriation or a covering of yellowish dried serum or red dried blood over it.
[ترجمه ترگمان]اغلب اطراف the یا پوششی از سرم خشک و یا خون خشک‌شده قرمز در اطراف آن وجود دارد
[ترجمه گوگل] ...

مترادف excoriation

پوست رفتگی (اسم)
chafe , excoriation
تراش (اسم)
scratch , shaving , shave , excoriation , rasure , exfoliation

معنی کلمه excoriation به انگلیسی

excoriation
• harsh criticism

excoriation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد
انتقادسرسختانه، نكوهش، سرزنش
مهتاب
[روانشناسی] اختلال خراشیدن پوست
علیرضا
Skin erosion
خارش پوست
Mahnaz
زخخ ناشی از کشیدگی پوست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی excoriation

کلمه : excoriation
املای فارسی : اخکریتین
اشتباه تایپی : ثطزخقهشفهخد
عکس excoriation : در گوگل

آیا معنی excoriation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )