برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1397 100 1

excited

/ɪkˈsaɪtɪd/ /ɪkˈsaɪtɪd/

معنی: مشتعل، پر هیجان، برانگیخته
معانی دیگر: هیجان زده، شوریده

بررسی کلمه excited

صفت ( adjective )
مشتقات: excitedly (adv.)
• : تعریف: aroused to a condition of excitement; thrilled; agitated.
مترادف: agitated, aroused, thrilled
متضاد: bored, calm, unexcited
مشابه: restless, turbulent, up in arms

- The whole town is excited about the new highway project, with some very much in favor and others against.
[ترجمه ترگمان] کل شهر در مورد پروژه بزرگراه جدید هیجان‌زده است و برخی از آن‌ها به نفع و دیگران مخالف هستند
[ترجمه گوگل] کل شهر در مورد پروژه جدید بزرگراه هیجان زده شده است، و برخی از آنها به نفع دیگران و دیگران است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The doctor said that, in his condition, he shouldn't get excited.
[ترجمه ابوالفضل] دکتر گفت که در حال حاضر نباید او هیجان‌زده شود
|
[ترجمه Y] دکتر گفت در این شرایط نباید هیجان زده شود|
[ترجمه ترگمان] دکتر گفت که در حا ...

واژه excited در جمله های نمونه

1. i was excited and my stomach was in a knot
هیجان داشتم و دلم زیر و رو می‌شد.

2. i was excited to hear the news of david's engagement
از شنیدن خبر نامزدی دیوید هیجان زده شدم.

3. the rumors excited her curiosity
شایعات کنجکاوی او را برانگیخت.

4. their cruelty excited our disgust
سنگدلی آنان انزجار ما را برانگیخت.

5. shaking the hive excited the bees
تکان دادن کندو زنبورها را به شور آورد.

6. the leader's speech excited the soldiers
نطق رهبر سربازان را به جوش و خروش آورد.

7. the news of nadder's victory excited the city
خبر پیروزی نادر شهر را به هیجان آورد.

8. upon seeing the female dog, the male dog became very excited
سگ نر با دیدن سگ ماده سخت هیجان زده شد.

9. I can't get excited about my job.
[ترجمه F.Ar] من نمیتونم به خاطر شغلم هیجان زده بشم|
[ترجمه ترگمان]من نمی‌تونم به خاطر شغلم هیجان‌زده بشم
[ترجمه گوگل] ...

مترادف excited

مشتعل (صفت)
ablaze , blazing , kindled , inflamed , excited , sulphurous , conflagrant
پر هیجان (صفت)
excited , ebullient , agitated
برانگیخته (صفت)
excited , hot , wrathful

معنی عبارات مرتبط با excited به فارسی

تحریک شده توسط جریان دینام

معنی excited در دیکشنری تخصصی

excited
[ریاضیات] برانگیخته، تهییج شده
[شیمی] حالت برانگیخته
[نساجی] حالت برانگیخته
[برق و الکترونیک] خود تحریک عمل کردن بدون منبع توان یا تحریک خارجی .
[برق و الکترونیک] تحریک جداگانه به دست آوردن تحریک از منبعی بجز خود ماشین یا قطعه.
[برق و الکترونیک] تحریک شنت اتصال سیم پیچهای میدان به دو سر آرمیچر در ژنراتور DC.

معنی کلمه excited به انگلیسی

excited
• aroused, stirred up, provoked, stimulated
• if you are excited, you are very happy and cannot relax because you are looking forward to something very eagerly.
got all excited
• became emotional, was enthusiastic, became agitated, became aroused
got excited
• became agitated, became aroused, became stimulated, became emotional
somewhat excited
• rather excited, a bit excited, a bit worked up

excited را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

R.Y
هیجان زده
�ahar
هیجان زده
alireza
پر هیجان=aroused to a condition of excitement; thrilled; agitated
آیدا
هیجان انگیز
Amir
پر هیجان
میلاد علی پور
تحریک شده
حدیث ایران
هیجان زده
Mehraneh
هيجان زده
💞💞
هیجان زده
Mobiw
هیجان زده
M�biŋ�
A feel when lt is thriller
🔥!ftmh
مشتاق
m.ahmadi
هیجان زده ٬ پر هیجان
M.Danish
هيجان زده.شگفت زده
صلاح عرب نژاد
هیجآن زده
tinabailari
هیجان زده
I'm so excited that we're going to New York
خیلی هیجان زده ام که داریم به نیویورک می ریم
هنر 94 ، زبان 94 ، انسانی 90 ، تجربی 88 و...🐘
دکتر محمد حسین حدیدی
معنی انگلیسی به انگلیسی :interested
آیناز فرجی
هیجان زده، براشفتن، تحریک کردن
ستایش عسگری فرد
هیجان زده ، پر از هیجان
امیر
پر هیجان
هیجان زده
شگفت زده
یعنی اینکه هیجان گرفتی هیجان زده ای شگفت زده شدی
ムℓムℳ
معنیش هیجان زده هست،ببخشید دوستان میشه یه جمله درموردش بگین؟؟؟ممنون میشم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی excited
کلمه : excited
املای فارسی : اخکیتد
اشتباه تایپی : ثطزهفثی
عکس excited : در گوگل

آیا معنی excited مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )