برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1520 100 1
شبکه مترجمین ایران

every now and then


گاه و بیگاه، گهگاه، گاهی، هر چند گاه، هرچندوقت یکبار، گاه گاهی

بررسی کلمه every now and then

عبارت ( phrase )
• : تعریف: from time to time; occasionally.

واژه every now and then در جمله های نمونه

1. Every now and then he regretted his decision.
[ترجمه ترگمان]گاه گاه از تصمیم خود پشیمان می‌شد
[ترجمه گوگل]هر روز و پس از آن او تصمیم خود را پشیمان شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Dunk the sponge in water every now and then to stop it from drying out.
[ترجمه ترگمان]گاهی اسفنج را در آب نگه می‌دارد و بعد آن را از خشک شدن باز می‌دارد
[ترجمه گوگل]حالا هر بار اسکرت را در آب بشویید تا آن را از خشک شدن خارج نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Stir the batter every now and then to keep it from separating.
[ترجمه ترگمان]گاهی با هم مخلوط کنید و سپس آن را از هم جدا کنید
[ترجمه گوگل]خمیر را هر بار بشویید و سپس آن را از جدایی جدا کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I still see her every now and then.
[ترجمه نجوا حق پرست] من هنوز گهگاهی او را میبینم
...

معنی کلمه every now and then به انگلیسی

every now and then
• sometimes, from time to time, occasionally, every once in a while

every now and then را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نسرین عدالت
هر از گاهی
Vahid
بعضی وقت ها
شهاب
گاهی وقتا- بعضی وقتا
Kiana
هر چند وقت یکبار
melina
بیشتر وقت ها ولی نه همیشه
Sometimes but not often
مریم
گاه و بیگاه
Mehran
برخی اوقات
متین خدایی
هر از گاهی
jahanaks.blog.ir
هر از گاهی، گاه گداری
Farhood
هر از چند گاه، گاه و بیگاه
فاطمه حیدری
گاه و بیگاه
Occasionally
English User
هر وقت بشه، هر وقت شد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی every now and then

کلمه : every now and then
املای فارسی : اوری نوع اند تهن
اشتباه تایپی : ثرثقغ دخص شدی فاثد
عکس every now and then : در گوگل

آیا معنی every now and then مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )