برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1397 100 1

every bit

واژه every bit در جمله های نمونه

1. He ate every bit of the pudding.
[ترجمه ترگمان]هر تکه‌ای از پودینگ را می‌خورد
[ترجمه گوگل]او هر کس از پودینگ خورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The detective scanned every bit of evidence.
[ترجمه ترگمان] کارآگاه همه مدارک رو اسکن کرده
[ترجمه گوگل]کارآگاهی هرکدام شواهد را اسکن می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Often TouLu you every bit of life, can you the same for me.
[ترجمه ترگمان]اغلب اوقات، تو را هر ذره‌ای از زندگی را دوست دارم، تو هم می‌توانی همین کار را برای من بکنی
[ترجمه گوگل]اغلب شما هرکدام از زندگیتان را دوست داری، می توانی همین کار را برای من بکنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Taking regular exercise is every bit as important as having a healthy diet.
[ترجمه ترگمان]ورزش منظم هر ذره به اندازه داشتن رژیم غذایی سالم مهم است
[ترجمه گوگل]ورزش منظم با توجه به داشتن یک رژیم سالم، بسیار مهم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسی ...

معنی عبارات مرتبط با every bit به فارسی

معنی کلمه every bit به انگلیسی

every bit
• every drop, completely, all of it

every bit را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

افشین حاجی طرخانی
(اصطلاح):
1-از هر جهت، تمامآً، کلاً،‌ کاملاً، همه‌ی بخش‌ها
2- برابر با

https://www.merriam-webster.com/dictionary/every bit
https://idioms.thefreedictionary.com/every bit

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی every bit مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )