برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

events


System.String[]

واژه events در جمله های نمونه

1. events conspired to bring about his failure
رویدادها دست به دست هم دادند و موجب شکست او گردیدند.

2. events leading up to the war
رویدادهایی که به جنگ منتهی شد

3. events that precipitated the war
رویدادهایی که جنگ را تسریع کردند

4. events that will shape the destiny of our country
رویدادهایی که عاقبت کشور ما را شکل خواهند داد

5. events which have colored our nationality
رویدادهایی که ماهیت ملی ما را تحت تاثیر قرار داده‌اند

6. contemporaneous events
رویدادهای همزمان

7. ensuing events proved the wisdom of his action
رویدادهای بعدی خردمندانه بودن عمل او را اثبات کرد.

8. extraneous events
رویدادهای ناوابسته به هم (مستقل از هم)

9. great events are in the wind
رویدادهای بزرگی در شرف وقوع هستند.

10. historical events that have become embedded in legends
وقایع تاریخی که در افسانه‌ها تجلی می کنند (ریشه دوانده‌اند)

11. recent events contradict his assertions
رویدادهای اخیر با ادعاهای او تناقض دارد.

12. recent events have lent credence to his claim
...

مترادف events

حوادی (اسم)
events

معنی عبارات مرتبط با events به فارسی

اگر اتفاقات غیر مترقبه پیش نیاید
جریان یا سیر حوادک
رشته حوادک

معنی events در دیکشنری تخصصی

events
[فوتبال] حادثه-اتفاق
[حسابداری] رویدادهای بعداز تاریخ ترازنامه
[ریاضیات] جبر حوادث
[آمار] جبر پیشامدها
[ریاضیات] در هر حال
[ریاضیات] حوادث مکمل
[ریاضیات] گروه کامل حوادث
[ریاضیات] پیشامد های شرطی
[ریاضیات] احتمال شرطی حوادث معکوس
[ریاضیات] حوادث معکوس
[ریاضیات] حادثه ی قابل تجزیه به حوادث خاص
[ریاضیات] تجزیه ی حادثه به حوادث خاص
[ریاضیات] تعریف عملیات روی حوادث

معنی کلمه events به انگلیسی

events tent
• tent in which events (parties, concerts, etc.) are held
account of events
• record of things which have happened
at all events
• in any event, anyway, in any case
chain of events
• group of events that are closely connected, group of linked events
course of events
• sequence of events, series of occurrences
current events
• ongoing affairs, latest news
future events
• events which will happen in the future
order of events
• order of occurrences, order in which things happened
organization of events
• preparation of a major events (weddings, conventions, etc.)
overtaken by events
• was overwhelmed by the events, was passed by the occurrences
sequence of events
• order in which events occur
slew of hip events
• many exciting happenings
track and field events
• sports games of a track and field competition (running, jumping, throwing the javelin, etc.)

events را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نفيسه
حوادث
علی
حادثه حوادث اتفاق افتادن رخ دادن

Ali
رویداد
vvv
رویداد
ح.فرج زاده
رویداد
Asa
اتفاق ها
S@R
رویداد. اتفاق
Noya
همایش
a
کار ها
گزینه های در دسترس
Elahe
به نظر من بستگی به جمله داره
مَمَد
مسائل
وقایع
al
رویداد و حادثه
Farhood
The events continue to draw huge crowds
رویدادها کماکان جمعیت عظیمی رو جذب خودشون می‌کردن
amirr
( فعالیت ها )
فعالیت های اجتماعی=social events

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی events
کلمه : events
املای فارسی : اونتس
اشتباه تایپی : ثرثدفس
عکس events : در گوگل

آیا معنی events مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )