برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1466 100 1

event

/ɪˈvɛnt/ /ɪˈvɛnt/

معنی: حادثه، پیش امد، سانحه، اتفاق، عارضه، سرگذشت، روی داد، واقعه
معانی دیگر: (به ویژه اگر مهم باشد) رویداد، رخداد، مسابقه، همداوی، هماوری، (قدیمی) نتیجه، پیامد، معلول

بررسی کلمه event

اسم ( noun )
عبارات: in any event
(1) تعریف: a distinct happening or occurrence; something that takes place.
مترادف: affair, happening, incident, occasion, occurrence
مشابه: activity, business, episode, experience, instance, phenomenon, proceeding, thing

(2) تعریف: a happening of significance.
مترادف: milestone, occasion
مشابه: celebration, development, happening, incident, occurrence

(3) تعریف: a social occasion.
مترادف: affair
مشابه: celebration, ceremony, festival, festivity, function, gathering, get-together, occasion, party

(4) تعریف: in sports, a specific contest in a series of contests, as in horse racing.
مترادف: contest, feat, game
مشابه: competition, race, test, trial

واژه event در جمله های نمونه

1. The greatest event in Ellie's life was winning the $50,000 lottery.
بزرگترین پیشامد در زندگی "الی" بردن 50,000 دلار در بخت آزمایی بود

2. We chose our seat carefully and then awaited the shot-put event.
ما جایمان را با دقت انتخاب کردیم و منتظر شروع مسابقه پرتاب وزنه شدیم

3. There is merit in gaining wisdom even after the event.
فراگیری حکمت، حتی پس از رویداد آن مصلحت است

4. an event of great import
رویدادی پراهمیت

5. an event of no particular moment
رویدادی که اهمیت خاصی نداشت.

6. an event that changed the course of history
رویدادی که جریان تاریخ را عوض کرد

7. an event that changed the whole current of her life
رویدادی که همه‌ی مسیر زندگی او را عوض کرد.

8. an event that made good copy
رویدادی که کاملا قابل درج بود

9. an event that turned the course of history
رویدادی که مسیر تاریخ را عوض کرد

10. an event which is without parallel in the history of the world
رویدادی که در تاریخ جهان نظیر ندارد

11. that event changed his outlook on life
آن رویداد بینش او را درباره‌ی زندگی عوض کرد.

...

مترادف event

حادثه (اسم)
accidence , accident , incident , event , adventure , case , phenomenon , fortuity
پیش امد (اسم)
accidence , accident , event , happening , circumstance , exigence , occurrence
سانحه (اسم)
accident , event , casualty , calamity
اتفاق (اسم)
accident , event , case , happening , occurrence , fluke , accidentalism , unison , hazard , confederation , fortuity , confederacy , federation , happenstance , joinder
عارضه (اسم)
accident , event , phenomenon
سرگذشت (اسم)
event , adventure , narrative , narration , venture , destiny
روی داد (اسم)
incident , event , happening , circumstance , occasion , occurrence , passage
واقعه (اسم)
incident , event , occurrence , rede

معنی عبارات مرتبط با event به فارسی

پرونده رویدادها
زمان بندی رویدادها
(مزاح آمیز) تولد، کودک نوزاد
رویداد درونی
رویداد برونی
(در مسابقات دو و میدانی) ورزش میدانی (مانند پرش طول و پرتاب وزنه و غیره)، ورزش قهرمانی میدانی، مسابقات صحرایی
در هر صورت، علی رغم آنچه که روی بدهد، در هر حال
(انگلیس) چنانچه، آنطور که پیداست (یا پیدا بود)، در واقع
(امریکا) رویداد رسانه ای (رویدادی که به خاطر تبلیغ در رسانه ها تدبیر شده است)، رخداد صحنه سازی شده
پس ازان رویداد

معنی event در دیکشنری تخصصی

event
[حسابداری] رویداد
[کامپیوتر] واقعه ، رویداد ، حادثه . - حادثه ، اتفاق - وقوع یا اتفاق . حادثه ، قالب زمانی مشخصی که مربوط به آن باشد ندارد ، اما معمولاً شروع و پایان فعالیت ها را بیان کرده و فعالیت ها را به هم مربط می کند.
[برق و الکترونیک] پیشامد ، رویداد
[زمین شناسی] رخداد، رویداد، حادثه ، واقعه، وقوع، رخداد (زمین ساخت): یک اصطلاح مبهم برای هر رخداد با اهمیت احتمالی زمین ساختی که توسط شواهد زمین شناختی، ایزوتوپی و … مطرح می شود ولی معانی کامل آن شناخته شده نمی باشد. این اصطلاح خصوصاً برای دسته های کوچک سن های رادیومتری که روابط آنها با ساختارها یا فرآیندهای زمین شناختی دقیقاً ارزیابی نشده است، استفاده می شود. مقایسه شود با: ارتعاشات ـ آشفتگی. مانند : رویداد مغناطیس دیرین ، رویداد قطبیدگی (polarity event) . (لرزه شناسی): الف) یک زمین لرزه. ب) در برداشت های لرزه ای، یک موج ورودی، که توسط یک تغییر فاز واضح یا زیاد شدن دامنه بر روی یک نگاشت لرزه ای نشان داده می شود. مترادف: رویداد لرزه ای.
[صنعت] رویداد ، رخداد ، واقعه ، پیشامد
[ریاضیات] پیشامد، فراوانی نسبی شرطی حادثه، اندازه امکان وقوع حادثه، رویداد، حالت، صورت، واقعه
[آمار] پیشامد
[آب و خاک] رخداد، 'واقعه، پیشامد
[برق و الکترونیک] حلقه کنترل پیشامدها
[کامپیوتر] حادثه گرا ، رویداد گرا.
[صنعت] رویداد گرا
[صنعت] زنجیره فرآیند رویداد گرا
[کامپیوتر] پردازش حادثه گرا ، پردازش رویداد گرا .
[کامپیوتر] برنامه نویسی حادثه گرا ، برنامه نویسی رو ...

معنی کلمه event به انگلیسی

event
• occurrence, happening; competition, contest
• an event is something that happens, especially something unusual or important.
• you can refer to all the things that are happening in a particular situation as events.
• in sport, an event is one of the activities or special disciplines that are part of an organized competitive meeting.
• you say in the event of something, in the event that something happens, or in that event, when you are talking about a possible future situation, especially when you are planning what to do if it occurs; a formal expression.
event driven
• activated by actions or occurrences
event handler
• segment of a program which responds to the occurrence of events
after the event
• now that it's already happened
air rifle event
• contest using guns which shoot by means of compressed air
antecedent event
• prior occurrence, previous event
coming event
• event which is scheduled to happen in the near future
exploit an event
• use a situation to one's advantage
feature in an event
• play a major part in an event
field event
• a field event is an athletics contest such as the high jump or throwing the discus or javelin, rather than a race.
happy event
• joyful occasion, joyful event
hip event
• popular event
historic event
• event which took place in the past
historical event
...

event را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهرا
وقایع ،رویداد
اکرم
مراسم،جشن
رضا طالبی
مسابقه (ورزشی)
Yosef
واقعه،رویدادن
Negin
نحس و شوم
Negin
مراسم
طاها تمسکی
event در متن ورزشی به معنای مسابقه
در یک متن درمورد مهمانی { یا مکان } یعنی مراسم
و در بعضی متن ها به معنی رویداد و واقعه است
فرید تشکری آرانی
موقعیت، شرایط
حدیث
رویداد - رویداد ورزشی
A.A
مناسبت
Vafa
برنامه
Fighter
تصادف / اتفاق
فاطمه
حادثه ، رویداد ، مسابقه
No name
محل قرار
جهان
گرد هم آیی
گلی افجه
اتفاق, رویداد , مراسم خاص
سهیل خرمی سیاهکلی
بعمنای عارضه-حادثه-اتفاق ، که معمولا در نرم افزار gis در رشته آب وفاضلاب کاربرد فراوان دارد
Mobina
رویداد، واقعه، اتفاق
The most important event in my life is my sister's birthday
مهمترین اتفاق زندگی من، تولد خواهرم است
امیرحسین رضائیان
فرآیند (در موتور های احتراق داخلی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی event
کلمه : event
املای فارسی : ایونت
اشتباه تایپی : ثرثدف
عکس event : در گوگل

آیا معنی event مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران