برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

evaluation

/ɪˌvæljuːˈeɪʃn̩/ /ɪˌvæljʊˈeɪʃn̩/

معنی: ارزیابی، سنجش

بررسی کلمه evaluation

اسم ( noun )
(1) تعریف: a report that tells the value or quality of something.

(2) تعریف: a careful study of something in order to judge it or measure it.

- The police sent the powder found at the crime scene to a lab for evaluation.
[ترجمه فرشاد] پلیس پودر کشف شده در صحنه ی جرم را برای ارزیابی به آزمایشگاه فرستاد
|
[ترجمه ترگمان] پلیس این پودر را برای ارزیابی در صحنه جرم به آزمایشگاه فرستاد
[ترجمه گوگل] پلیس برای ارزیابی پودر کشف شده در صحنه جرم به آزمایشگاه ارسال کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه evaluation در جمله های نمونه

1. a scientific as opposed to a sentimental evaluation
یک ارزیابی علمی در مقابل یک ارزیابی عاطفی

2. We've still got to carry out an evaluation of the results.
[ترجمه ترگمان]ما هنوز باید ارزیابی نتایج را انجام دهیم
[ترجمه گوگل]ما هنوز هم باید ارزیابی نتایج انجام دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In their evaluation of the project, they considered only certain aspects of it.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها در ارزیابی خود از این پروژه، تنها جنبه‌های خاصی از آن را در نظر گرفتند
[ترجمه گوگل]در ارزیابی پروژه، آنها فقط جنبه های خاصی از آن را در نظر گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We need to carry out a proper evaluation of the new system.
[ترجمه ترگمان]ما باید یک ارزیابی مناسب از سیستم جدید انجام دهیم
[ترجمه گوگل]ما باید ارزیابی مناسب سیستم جدید انجام دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The thoroughness of the evaluation process we went through was impressive.
[ ...

مترادف evaluation

ارزیابی (اسم)
estimate , cost accounting , indiction , appraisal , evaluation , assessment , valuation , appraisement
سنجش (اسم)
comparison , consideration , deliberation , evaluation , measurement

معنی عبارات مرتبط با evaluation به فارسی

ارز یابی کارایی

معنی evaluation در دیکشنری تخصصی

evaluation
[حسابداری] ارزشیابی ، اندازه گیری
[کامپیوتر] ارزیابی . - ارزیابی - فرایند تشخیص اینکه عملکرد یک سیستم کامپیوتری جدید ، واقعاً بر اساس آن چیزی است که برای آن طراحی شده .
[برق و الکترونیک] ارزیابی
[فوتبال] ارزیابی-سنجش
[بهداشت] ارزشیابی
[صنعت] ارزیابی ، محک زدن ، سنجیدن ، بررسی کردن
[نساجی] ارزشیابی
[ریاضیات] برآورد، رفع ابهام، ارزیابی، سنجش، ارزشیابی، محاسبه، تخمین
[معدن] ارزیابی (عمومی)
[آب و خاک] ارزیابی
[سینما] نمودار ارزیابی
[زمین شناسی] نقشه ارزیابی یک نقشه چینه شناسی که نتایج تحلیل های چینه شناسی بدست آمده برای منظورهای اقتصادی را خلاصه می کند. (کرومبین و اسلوس 1963، ص484).
[ریاضیات] نگاشت ارزیابی
[ریاضیات] رفع ابهام از یک حد
[عمران و معماری] ارزشیابی طرح
[حسابداری] تکنیکهای ارزیابی
[برق و الکترونیک] درخت ارزیابی
[ریاضیات] ارزیابی کارمندان
[عمران و معماری] ارزشیابی محیطی - ارزیابی محیطی
[آب و خاک] ارزیابی پیش بینی
...

معنی کلمه evaluation به انگلیسی

evaluation
• appraisal, estimation, act of evaluating
• an evaluation is a decision about how significant or valuable something is, based on a careful study of its good and bad features.
cost evaluation
• assessment of expenses, evaluation of prices
gemological evaluation
• appraisal of the quality and rarity of precious stones
intelligence evaluation
• quantitative and qualitative test of gathered information in order to evaluate a situation
inventory evaluation
• estimation of the worth of listed articles
job evaluation
• comparison between one occupation and other occupations in order to determine the salary of workers in that field
psychiatric evaluation
• assessment of mental state, evaluation of the psychological condition
risk evaluation
• estimation of the dangers hidden in a particular activity

evaluation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی
بررسی
ebi
برآورد
Sunflower
قضاوت، داوری، نظر، برداشت
hana
تخمك گذاري
سجاد صالحی
ارزیابی؛ سنجش
Mahboob
روایی داشتن
مرتضی بزرگیان
ارزشگذاری
tinabailari
ارزیابی 🏳️🏳️
Before filing for bankruptcy, it is advisable to get an evaluation done by a bankruptcy attorney
قبل از ثبت رسمي براي ورشكستگي، معقول است كه يك ارزيابي توسط وكيل (مربوط به امور) ورشكستگي انجام شود
Sunflower
analysis
assessment
estimation
opinion




معنی قضاوت و داوری نمیده.



Sorry about that!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی evaluation

کلمه : evaluation
املای فارسی : اولواتین
اشتباه تایپی : ثرشمعشفهخد
عکس evaluation : در گوگل

آیا معنی evaluation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )