برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1533 100 1
شبکه مترجمین ایران

evade

/ɪˈveɪd/ /ɪˈveɪd/

معنی: طفره رفتن، تجاهل کردن، طفره زدن، از سر باز کردن، طفره زدن از، گریز زدن از
معانی دیگر: (با زرنگی از چیزی دوری کردن) از زیر (چیزی) در رفتن، شانه خالی کردن، زیربار (چیزی) نرفتن، طفره زدن (یا رفتن)، جاخالی دادن، (رفتار یا گفتار) گریز گری کردن، اجتناب کردن

بررسی کلمه evade

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: evades, evading, evaded
(1) تعریف: to avoid or escape by cleverness or trickery.
مترادف: avoid, circumvent, dodge, elude, escape
متضاد: confront, face
مشابه: avert, cheat, duck, miss, shake

- The fox evaded the pursuing dogs.
[ترجمه ترگمان] روباه از تعقیب سگ‌ها طفره رفت
[ترجمه گوگل] روباه سگ های دنباله دار را رد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- It's incredible that he was able to evade punishment time and time again.
[ترجمه ترگمان] باور نکردنی است که او توانسته بود بار دیگر از مجازات فرار کند
[ترجمه گوگل] باور نکردنی است که او توانست از زمان مجازات و زمان مجازات فرار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to avoid or fail to fulfill (an obligation, law, or the like).
مترادف: avoid, eschew, shirk, sidestep
مشابه: avert, default, dodge, elude, neglect, shun, slack

- He evaded his responsibilities as a father.
[ترجمه ترگمان] او به عنوان یک پدر از مسئولیت‌های خود شانه خالی کرد
[ترجمه گوگل] ...

واژه evade در جمله های نمونه

1. Juan tried to evade the topic by changing the subject.
جوان با عوض کردن موضوع از بحث طفره رفت

2. In order to evade the police dragnet, Ernie grew a beard.
ارنی برای فرار از دام پلیس، ریش گذاشت

3. The prisoner of war evaded questioning by pretending to be sick.
با تظاهر به بیماری، زندانی جنگی از بازجویی طفره رفت

4. a scheme to evade paying taxes
نقشه‌ای برای گریز از پرداخت مالیات

5. If you try to evade paying your taxes you risk going to prison.
[ترجمه ترگمان]اگر سعی کنی از دادن مالیات خودداری کنی، ریسک رفتن به زندان را به خطر می‌اندازی
[ترجمه گوگل]اگر شما سعی می کنید از پرداخت مالیات خود فرار کنید، خطر رفتن به زندان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The released criminal always tries to evade the police.
[ترجمه ترگمان]مجرم آزاد همیشه تلاش می‌کند که از پلیس بگریزد
[ترجمه گوگل]جنایت آزاد شده همیشه سعی دارد از پلیس فرار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. They evade paying taxes by living abroad.
[ترجمه ترگمان] ...

مترادف evade

طفره رفتن (فعل)
dodge , avoid , elude , evade , shirk , jink , prevaricate , equivocate , parry , put by
تجاهل کردن (فعل)
evade , blink , connive , ignore
طفره زدن (فعل)
swerve , dodge , elude , evade , shirk , stall , hedge , dally , wriggle
از سر باز کردن (فعل)
evade , put off , put over
طفره زدن از (فعل)
evade
گریز زدن از (فعل)
evade

معنی evade در دیکشنری تخصصی

[حقوق] طفره رفتن، تجاهل کردن، گریختن از مسئولیت
[آب و خاک] گیاهان طفره رونده از خشکی

معنی کلمه evade به انگلیسی

evade
• avoid, run away, shirk
• if you evade something that you do not want to be involved with, you avoid it.
• if you evade someone or something that is moving towards you, you succeed in not being touched by them.
• if something such as success or love evades you, you never manage to achieve it.

evade را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرشاد
جیم شدن
زرابی
منطقه عملیاتی را ترک کردن
مصطفی حسین آبادی
دور زدن (تحریم)
Yasaman
پیچوندن
You evade answering
جواب رو پیچوندی
فاطمه
از هر چیزی که شما ازش فرار کنی
حالا اون میتونه، فرار از مسعله باشه، فرار از باز جویی باشه، فرار از صحبت کردن باشه، فرار از کار کردن باشه، فرار از درس خوندن باشه.
فرار از گوش ندادن به صحبت کسی باشه( فرار کنی ازش، طفره بری).
S.N
فرار کردن
مسعود عباسی
قسر در رفتن
Figure
طفره رفتن، دور زدن،
Sidestep
Dodge
Avoid
Circumvent
I told him to put his hands on the truck, but he sidestepped me and pulled a
. gun from his waistband

His move to the abroad neatly
. sidestepped a sad end

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی evade

کلمه : evade
املای فارسی : اود
اشتباه تایپی : ثرشیث
عکس evade : در گوگل

آیا معنی evade مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )