برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1626 100 1
شبکه مترجمین ایران

ether

/ˈiːθər/ /ˈiːθə/

معنی: اتر، اثیر، عنصراسمانی
معانی دیگر: (عهد باستان) اثیر، آخشیج پنجم (معتقد بودند که خارج از ماه و مدار آن، فضا و ستارگان از این آخشیج ساخته شده اند)، فراز آسمان، فرازمان، (نادر) هوا، (شیمی) اتر (انواع ترکیبات آلی دارای یک اتم اکسیژن که با دو اتم کربن وصل است: ror1 به ویژه اتر اتیل به فرمول h5c2oc2h5)، بعقیده قدما عنصراسمانی، جسم قابل ارتجاعی که فضاوحتی فواصل میان ذرات اجسام را پرکرده و وسیله انتقال روشنایی و گرما میشود، مایع سبکی که از تقطیر الکل و جوهر گوگردبدست میایدو برای بیهوش کردن اشخاص بکار می رود

بررسی کلمه ether

اسم ( noun )
(1) تعریف: a very volatile, flammable liquid compound of hydrogen, carbon, and oxygen, used as a solvent and formerly as an anesthetic.

(2) تعریف: any of a group of compounds in which two hydrocarbon groups are attached to an oxygen atom.

(3) تعریف: outer space.
مشابه: space

(4) تعریف: formerly, the substance believed to constitute outer space, and to be the medium of electromagnetic waves, including light.

واژه ether در جمله های نمونه

1. ether is a mobile liquid
اتر یک مایع سیال است.

2. Today's news goes into the ether and is soon forgotten.
[ترجمه ترگمان]اخبار امروز به اتر می‌رود و خیلی زود فراموش می‌شود
[ترجمه گوگل]اخبار امروز به اتر می رسد و به زودی فراموش می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He lost consciousness at the first whiff of ether.
[ترجمه ترگمان]اولین رایحه اتر را از دست داد
[ترجمه گوگل]او اولین نفس اتر را از دست داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Her words disappeared into the ether.
[ترجمه ترگمان]کلمات او به اتر تبدیل شدند
[ترجمه گوگل]کلمات او به اتر ناپدید شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Operations were carried out under light ether anaesthesia.
[ترجمه ترگمان]عملیات تحت کنترل اتر نور انجام شد
[ترجمه گوگل]عملیات تحت بیهوشی نور اتر انجام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف ether

اتر (اسم)
ether
اثیر (اسم)
ether
عنصراسمانی (اسم)
ether

معنی عبارات مرتبط با ether به فارسی

ماده الی محلول دراثر مانند چربی واسیدهای چرب
رجوع شود به: ether
(شیمی) اتر (رجوع شود به: ether)

معنی ether در دیکشنری تخصصی

ether
[شیمی] اتر (انواع ترکیبات آلی داراى یک اتم اکسیژن که با دو اتم کربن وصل است : ROR1 به ویژه اتر اتیل به فرمول H5C2OC2H5)
[نساجی] اتر
[یوگا] اتر - هوای موجود در محیط
[شیمی] افزایش با کاتالیزگری اتر
[علوم دامی] چربی خام ، عصاره اتری .
[نساجی] پیوند اتری
[نساجی] پیوند اتری
[شیمی] اتر مطلق ( (C2H5)2O )
[نساجی] اتر سلولز
[شیمی] اتر تاجی ، اتر دیهیمی
[پلیمر] اتر تاجی
[شیمی] اتر انولی
[شیمی] اتیل اتر
[شیمی] اتر نفت ، لیگرویین

معنی کلمه ether به انگلیسی

ether
• colorless liquid used as a solvent and formerly as an anesthetic (chemistry)
• ether is a colourless liquid that burns easily. it is used in industry as a solvent and in medicine as an anaesthetic.
• the ether is the air; a literary use.

ether را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شادی
to disappear into the ether
دود شدن و به هوا رفتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی ether

کلمه : ether
املای فارسی : اتر
اشتباه تایپی : ثفاثق
عکس ether : در گوگل

آیا معنی ether مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )