برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1577 100 1
شبکه مترجمین ایران

errors

واژه errors در جمله های نمونه

1. errors due to oversight
اشتباهات ناشی از بی توجهی

2. gunnery errors
خطا در تیراندازی (با توپ)

3. his errors were nepotism and acceptance of gifts
گناه او پارتی‌بازی برای خویشاوندان خود و قبول هدایا بود.

4. spelling errors
اشتباهات املایی

5. spelling errors mar the text
اشتباهات املایی متن را معیوب می‌کند.

6. a number of errors
چند تا اشتباه

7. if overlooked, these errors will be repeated
این اشتباهات اگر نادیده انگاشته شوند تکرار خواهند شد.

8. he made several major errors
او چندین اشتباه عمده کرد.

9. i extracted some of the errors in his book
برخی از اشتباهات کتاب او را درآوردم.

10. his book is marred by a mutiplicity of errors
نقص کتاب او داشتن اشتباهات فراوان است.

11. your writing is riddled with grammatical and spelling errors
نوشته‌ی شما پر از لغزش‌های دستوری و املایی است.

12. the first proof of this book was full of errors
نمونه‌ی اول این کتاب پر از غلط بود.

13. this engli ...

معنی عبارات مرتبط با errors به فارسی

اغلاط چابی، اشتباهات

معنی errors در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] اشتباهات
[ریاضیات] خطا های داده های ورودی
[آمار] خطاهای داده های ورودی
[ریاضیات] حساب خطا ها
[آمار] حساب خطاها
[برق و الکترونیک] خطاهای رایانه
[حسابداری] اصلاح اشتباهات
[حسابداری] اشتباهاتی که به خودی خود خنثی میشوند
[برق و الکترونیک] خطاهای داده ها
[ریاضیات] پره ی خطاها
[برق و الکترونیک] فرکانس خطا
[ریاضیات] ناهمگنی خطا ها
[ریاضیات] قانون خطا ها
[ریاضیات] تعیین محل خطا ها

معنی کلمه errors به انگلیسی

errors and omissions excepted
• if there is an error the error can be corrected
errors occurred
• something has gone wrong
comedy of errors
• slapstick comedy, comedy in which many funny mistakes are made
grammatical errors
• mistakes in the arrangement or formation of words or sentences
rectify errors
• fix mistakes

errors را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی errors مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )