برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

entourage

/ˌɑːntʊˈrɑːʒ/ /ˌɒntʊˈrɑːʒ/

معنی: محیط، همراهان، دوستان، دوروبر اطرافیان
معانی دیگر: ملتزمین رکاب، ملازمان، دارودسته، (نادر) اطراف، پرگیر

بررسی کلمه entourage

اسم ( noun )
• : تعریف: a group of people who accompany another person as attendants or associates; retinue.
مترادف: cortege, escort, retinue, train
مشابه: following, minions, staff

- A number of suites in the hotel were reserved for the prime minister and his entourage.
[ترجمه ترگمان] تعدادی از suites هتل برای نخست‌وزیر و اطرافیان وی رزرو شده بودند
[ترجمه گوگل] تعدادی از سوئیت ها در هتل برای نخست وزیر و همراهانش محفوظ بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه entourage در جمله های نمونه

1. the bridegroom's entourage
همراهان داماد

2. the prime minister and his entourage
نخست وزیر و همراهانش

3. The rock-star arrived in London with her usual entourage of dancers and backing singers.
[ترجمه ترگمان]این ستاره راک با همراهان همیشگی خود به همراه رقاصان و خوانندگان به لندن رسید
[ترجمه گوگل]ستاره ستاره در لندن با همراهان معمولش از رقصندگان و خوانندگان حمایت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She always has an entourage of admiring young men.
[ترجمه فرزام] او همیشه یک دسته از مردان جوان تحسین کننده‌اش را دور و اطراف خود دارد.
|
[ترجمه ترگمان]او همیشه یک دسته از دوستان admiring دارد
[ترجمه گوگل]او همیشه همراهان خود را با تحسین مردان جوان آشنا می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Among his entourage was a retired general.
[ترجمه ترگمان]بین افرادش یک ...

مترادف entourage

محیط (اسم)
ambiance , environment , surroundings , setting , perimeter , circumference , ambience , sphere , periphery , entourage , circuit , milieu
همراهان (اسم)
suite , attendance , entourage , retinue
دوستان (اسم)
entourage
دوروبر اطرافیان (اسم)
entourage

معنی entourage در دیکشنری تخصصی

entourage
[ریاضیات] پیرامون

معنی کلمه entourage به انگلیسی

entourage
• staff, retinue, attendants; environment, surroundings
• the entourage of someone famous or important is the group of assistants or other people who travel with them.

entourage را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Azad
دوستان (D)
احسان
همراهان
مهدی عباس پور
خدم و حشم، همراهان، ملازمان
Farhood
He travels with a huge entourage
Oxford Dictionary@

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی entourage

کلمه : entourage
املای فارسی : انتورگ
اشتباه تایپی : ثدفخعقشلث
عکس entourage : در گوگل

آیا معنی entourage مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )