برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1623 100 1
شبکه مترجمین ایران

emission

/ˌɪˈmɪʃn̩/ /ɪˈmɪʃn̩/

معنی: نشر، صدور، بیرون دادن، خروج دفع مایعات
معانی دیگر: برون فرست، گسیلش، برون فرستی، پخش، ارسال، (رادیو) برون فرست امواج، (فیزیک) الکترون فشانی (همراه با گرما یا تابشگری و غیره)، انتشار، (تنکرد شناسی) برون ریزی (به ویژه خروج غیر ارادی و نابهنجار منی)، برون پاشی (آبگونه ها از بدن)، انزال، انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس، خروج طب دفع مایعات

بررسی کلمه emission

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of emitting.
مشابه: discharge, exhaust, issue

(2) تعریف: that which is emitted; discharge.
مشابه: discharge, fume, waste

واژه emission در جمله های نمونه

1. the emission of experimental signals toward nearby stars
ارسال علایم آزمایشی به سوی ستاره‌های نزدیک

2. the emission of warmth from a banked fire
پخش گرما از آتش افروخته

3. The emission of gases such as carbon dioxide should be stabilised at their present level.
[ترجمه ترگمان]انتشار گازها مانند دی‌اکسید کربن باید در سطح کنونی خود تثبیت شود
[ترجمه گوگل]انتشار گازهایی مانند دی اکسید کربن باید در سطح فعلی آنها تثبیت شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Houses are one of the main carbon dioxide emission sources and tree planting is a step towards rectifying that damage.
[ترجمه ترگمان]خانه‌ها یکی از منابع اصلی انتشار دی‌اکسید کربن هستند و کاشت درخت گامی به سوی اصلاح این آسیب است
[ترجمه گوگل]خانه ها یکی از اصلی ترین منابع انتشار دی اکسید کربن هستند و کاشت درخت یک گام برای مقابله با این آسیب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The emission hung dripping over the river like mist and in the forest like ground fog.
[ترجمه ترگمان]emission مثل مه روی رودخانه آویزان بود و مثل مه زمینی در جنگل پراکنده بودند
[ترجمه گوگل]انتشار گازهای گلخانه ای مانند رودخانه ...

مترادف emission

نشر (اسم)
publication , transpiration , emission
صدور (اسم)
issuance , emission , exportation
بیرون دادن (اسم)
emission , ejaculation
خروج دفع مایعات (اسم)
emission

معنی عبارات مرتبط با emission به فارسی

فر­ اینکه نورعبارت است ازیک رشته ذرات سبک که ازجسم نورانی ریزش می کند
(فیزیک) بازگسیل، گسیل دوباره
(ساطع شدن الکترون یا یون از سطح داغ هادی ها) برون تابی گرما یون

معنی emission در دیکشنری تخصصی

emission
[شیمی] نشر
[برق و الکترونیک] انتشار ، گسیل - گسیل 1. هر گونه تابش به وسیله امواج الکترومغناطیس ، مثلاً از فرستنده رادیویی .2. electron emission .
[بهداشت] گسیل
[نساجی] نشر - باز تاب - انعکاس - پدیده
[ریاضیات] نشر، انتشار
[خاک شناسی] انتشار
[پلیمر] نشر، انتشار
[برق و الکترونیک] پهنای باند گسیل باندی که بسامدهای با 99 درصد کل انرژی تابشی تا بسامدهای با توان 25 درصد کل انرژی تابشی را در بر می گیرد.
[برق و الکترونیک] خط گسیل بسامد مشخصه ی امواج الکترومغناطیس که در شرایط خاص مثلاً در هنگام گذار الکترونها از یک تراز انرژی به ترازی دیگر توسط اتمها ، مولکولها ، یا یونها گسیل می شود.
[برق و الکترونیک] انتشار الکترون
[برق و الکترونیک] انتشار نور
[برق و الکترونیک] انتشار صوت
[زمین شناسی] طیف نگاری نشری
[معدن] اسپکتروگرافی تابشی (ژئوشیمی)
[برق و الکترونیک] طیف سنج گسیل نوعی طیف سنج که درصد تراکم عناصر از پیش انتخاب شده را در نمونه های فلزی یا سایر مواد اندازه می گیرد. نمونه توسط قوس یا جرقه الکتریکی تبخیر می شود و طول موج مشخصه نورگسیل شده توسط هر عنصر به وسیله توری پراش یا آرایه ای از آشکار سازهای نوری اندازه گرفته می شود.
emission ...

معنی کلمه emission به انگلیسی

emission
• discharge, emanation; ejection of fluids from the body
• when there is an emission of gas or radiation, it is released into the atmosphere; a formal word.
electron emission
• flowing out of electrons
nocturnal emission
• "wet dream", instance in which a man involuntarily ejaculates semen during sleep
photo emission
• emission of light

emission را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس
نشت مواد سمی
علی ن
آلاینده گازی
Yazdan
انتشار
abed
ساطع
ebi
گسیل

[خودرو]
آلایندگی
arghavan
انتشار ( آلاینده گازی ، راکتیو و غیره)
التن قاسمپور
بیرون بردن،صادر کردن،نشر دادن
سپیده
هدر رفت
علی ماشا اله زاده
آلاینده
Toxic/harmful/industrial /vehicle emissions
آلاینده های صنعتی/خودرویی/سمضر/سمی
موسی
1. Most agricultural emissions come from tropical deforestation.
بیشتر صدور آلاینده های کشاورزی از قطع درختان جنگلی استوایی ناشی می شود.
2. Sulphur emissions from the gold and copper mines have denuded the hills of growth.
انتشار گوگرد از معادن طلا و مس باعث از بین رفتن تپه های حاصل شده است.
3. Carbon emissions occur wherever fossil fuels, like oil, gasoline, and natural gas, are burned for energy.
انتشار کربن در هر کجا که سوخت های فسیلی ، مانند نفت ، بنزین و گاز طبیعی سوزانده می شود ، برای تولید انرژی سوزانده می شود.
4. Millions of cattle and other ruminants pass so much gas every day, they now account for one-sixth of global methane emissions.
میلیون ها گاو و نشخوارکنندگان دیگر هر روز گاز زیادی را انتشار می دهند ، اکنون آنها یک ششم انتشار جهانی گاز متان را تشکیل می دهند.

Emissions= صدور،انتشار،انتشار آلاینده
ایرزاد
emission
در مینه ی دَفت ها ( گازها) و دودهای آلاینده و سَمی و ناپاک : دُشدود ( دُش - دود)
دُش : پیش وندی به مینه ی بَد ، دُژ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی emission

کلمه : emission
املای فارسی : امیسین
اشتباه تایپی : ثئهسسهخد
عکس emission : در گوگل

آیا معنی emission مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )