برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1467 100 1

emanation

/ˌeməˈneɪʃn̩/ /ˌeməˈneɪʃn̩/

معنی: تجلی
معانی دیگر: برون تابی، ساطع شدن، نشئت، فیضان، افاضه، برون دمش، (هر چیزی که از مرجع یا منبعی صادر یا متصاعد شود) برون تابه، (شیمی) رجوع شود به: radon، نشئه

بررسی کلمه emanation

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or an instance of emanating.
مشابه: issue

(2) تعریف: something that flows out or is emanated, such as a gas from a chemical process.

واژه emanation در جمله های نمونه

1. the emanation of light from a candle
برون تابی نور از شمع

2. the soul may be considered an emanation of divinity lodged in man
می توان پنداشت که روح تجلی خداوند در بشر است.

3. The place gave off a strong emanation of evil.
[ترجمه ترگمان]این مکان، مایه emanation از شیطان بود
[ترجمه گوگل]این مکان باعث خشم شدیدی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It is an emanation from the distant orb of immortal light.
[ترجمه ترگمان]این an از آن کره دوردست نور جاویدان است
[ترجمه گوگل]این ناحیه از دور دور از نور جاودانه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Perfume is an emanation from the flower.
[ترجمه ترگمان]عطر بخشی از گل است
[ترجمه گوگل]عطر از گل خارج شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Dinner guests remarked on how depressing their house had become; the book was giving off emanations.
...

مترادف emanation

تجلی (اسم)
phenomenon , influence , expression , emanation , epiphany

معنی کلمه emanation به انگلیسی

emanation
• flowing, proceeding forth; something which is emitted, radiation
radium emanation
• radon (chemistry)

emanation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سلیمانی
فیض، صدور، ابداع

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی emanation
کلمه : emanation
املای فارسی : امنتین
اشتباه تایپی : ثئشدشفهخد
عکس emanation : در گوگل

آیا معنی emanation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران