برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1623 100 1
شبکه مترجمین ایران

emanate

/ˈeməˌnet/ /ˈeməneɪt/

معنی: جاری شدن، بیرون آمدن، سرچشمه گرفتن، تجلی کردن
معانی دیگر: نشئت گرفتن، منبعث شدن، سر چشمه گرفتن از، ساطع شدن از، برون دمیدن، ناشی شدن، بیرون امدن

بررسی کلمه emanate

فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: emanates, emanating, emanated
مشتقات: emanative (adj.)
• : تعریف: to come or send forth; issue or emit.
مشابه: emit, issue

- Light emanated from the room at the top of the stairs.
[ترجمه ترگمان] نور از اتاق به بالای پله‌ها می‌تابید
[ترجمه گوگل] نور از اتاق در بالای پله ها بیرون می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- That experience changed him, and he emanates nothing but good will these days.
[ترجمه ترگمان] این تجربه او را تغییر داد، و این روزها چیزی به جز حسن‌نیت نیست
[ترجمه گوگل] این تجربه او را عوض کرد، و این روزها چیزی جز خیرخواهی نمی آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه emanate در جمله های نمونه

1. some radioactive substances can emanate dangerous radiation for many years
برخی مواد تابشگر قادرند سال‌ها به طور خطرناکی از خود اشعه‌ی رادیواکتیو ساطع کنند.

2. These chemicals can emanate certain poisonous gases.
[ترجمه ضحی] این مواد شیمیایی می تواند گازهای سمی مشخصی را ساطع کنند.
|
[ترجمه ترگمان]این مواد شیمیایی می‌توانند از گازهای سمی استفاده کنند
[ترجمه گوگل]این مواد شیمیایی می تواند برخی از گازهای سمی تولید کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. From them a new vision and emotion will emanate to solace the soul and give it joy.
[ترجمه ترگمان]روح و احساسات تازه‌ای از آن‌ها ساطع خواهد شد تا روح را تسکین بخشد و آن را شادی بخشد
[ترجمه گوگل]از آنها یک دید و هیجان جدید برای تحریک روح و لذت بردن به وجود می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I am satisfied that this reference did not emanate from anyone representing the ports authority or the dock company.
[ترجمه ترگمان ...

مترادف emanate

جاری شدن (فعل)
pour , rill , stream , run , trill , flux , disembogue , gush , emanate
بیرون آمدن (فعل)
pull out , issue , emerge , exude , extrude , transpire , emanate
سرچشمه گرفتن (فعل)
originate , emanate
تجلی کردن (فعل)
emanate , reincarnate , transfigure

معنی emanate در دیکشنری تخصصی

emanate
[عمران و معماری] جاری شدن - صادر شدن
[ریاضیات] ناشی شدن، جاری شدن، بیرون آمدن، سرچشمه گرفتن

معنی کلمه emanate به انگلیسی

emanate
• flow out from, issue, spring, emerge
• if a quality, idea, or feeling emanates from you, it comes from you; a formal word.

emanate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

dream
حاصل شدن
فاطمه هدایی
ظهور پیدا کردن
مثال:عشق درونی انسان به صورت نیاز ظهور پیدا میکند(تجلی میکند)
Alireza Farhadi
نشان دادن
محدثه فرومدی
سر برآوردن، برخاستن، برآمدن
فیروزآبادی
ساطع کردن، منتشر کردن
a sweet scent emanating from the blossoms
رایحه ای مطبوع که از شکوفه ها ساطع (منتشر) می شود.
Meisam
نشان دادن یک ویژگی به عنوان مثال:
She imanates tranquility
اون آروم به نظر میاد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی emanate

کلمه : emanate
املای فارسی : امنت
اشتباه تایپی : ثئشدشفث
عکس emanate : در گوگل

آیا معنی emanate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )