برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1406 100 1

else

/ˈels/ /els/

معنی: دیگر، جز این
معانی دیگر: اضافه، بیشتر، (پس از ضمیر می آید) مال دیگری، از آن دیگری، وگرنه، والا

بررسی کلمه else

صفت ( adjective )
(1) تعریف: different; other.

- I don't know the answer to that; you'll have to ask someone else.
[ترجمه نیما مکتوبیان] من پاسخ آن را نمیدانم شما باید از شخص دیگری بپرسید
|
[ترجمه ترگمان] جواب آن را نمی‌دانم؛ باید از یکی دیگر سوال کنید
[ترجمه گوگل] من پاسخ به آن را نمی دانم شما باید از شخص دیگری بخواهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in addition; further.

- Is there anything else I can help you with?
[ترجمه ارتینا رحیمی] ایاچیز دیگری لازم ندارید
|
[ترجمه امیر مهدی] آیا موردی وجود دارد که بتونم کمکتون کنم|
...

واژه else در جمله های نمونه

1. anywhere else than at home
هر جای دیگر به جز خانه

2. somebody else
کسی دیگر

3. what else can one do?
انسان چه کار دیگری می‌تواند بکند؟

4. what else do you desire?
چه چیز دیگری می‌خواهید؟

5. what else do you need?
دیگر چه می‌خواهید؟

6. when else can we meet?
چه وقت دیگر می‌توانیم ملاقات کنیم‌؟

7. something else
(خودمانی - شخص یا چیز) عالی،محشر،هنگامه

8. . . . give or else a tyrant will take by force
. . . بده ورنه ستمگر به زور بستاند

9. donate or else a tyrant will take it by force
بده وگرنه ستمگر به زور بستاند.

10. go somewhere else
برو جای دیگر.

11. study, (or) else you will fail!
درس بخوان وگرنه رد خواهی شد!

12. . . . give or else the tyrant will squeeze it out of you
. . . بده ورنه ستمگر به زور بستاند

13. . . . give or else the tyrant will wring it out of you
. . . . بده وگرنه ستمگر به زور بستاند.

14. ...

مترادف else

دیگر (قید)
again , thence , else , anymore
جز این (قید)
else

معنی عبارات مرتبط با else به فارسی

تقصیر کس دیگه ای ننداز
وگرنه، ورنه، والا
(خودمانی - شخص یا چیز) عالی، محشر، هنگامه

معنی else در دیکشنری تخصصی

else
[ریاضیات] در غیر این صورت
[ریاضیات] در هر جای دیگری
[کامپیوتر] ساختار کنترل شاخه ای که متغیر یا داده را آزمایش می کند تا ببیند
[ریاضیات] یا به طریق دیگر، یا به طریقی دیگر

معنی کلمه else به انگلیسی

else
• otherwise, in some other way
• otherwise, in some other way; besides
• other
• you use else after words such as `anywhere', `someone', and `what' to refer vaguely to another place, person, or thing.
• you use or else when you are indicating the unpleasant results that will occur if someone does not do something.
• you also use or else to introduce the second of two possibilities, when you do not know which one is true.
anyone else
• every other person
like everybody else
• as everyone, like every other person
more than anything else
• more than life itself, the most
no one else
• nobody else, no other person
not like everybody else
• not like all the rest, different, other, unusual, non-conformist
nothing else
• not one other thing, not any other thing
or else
• lest
something else
• some other thing; something extraordinary, cream of the crop
somewhere else
• elsewhere, in another place
unlike everybody else
• different, irregular, an exception, nonconformist
what else
• what other things

else را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرید
در برنامه نویسی به معنای برقرار نبودن شرط است
زهرا
چیز دیگر
Bahar
another(دیگر )
M.t
Other, different
themahdieh
additional, added, another, farther, fresh, further, more, new, other
دیگر...
مرتضی بزرگیان
در غیر این صورت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی else
کلمه : else
املای فارسی : الس
اشتباه تایپی : ثمسث
عکس else : در گوگل

آیا معنی else مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )