برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1428 100 1

eleventh hour

واژه eleventh hour در جمله های نمونه

1. He postponed his trip at the eleventh hour.
[ترجمه ترگمان]او سفر خود را در ساعت یازدهم به تعویق انداخت
[ترجمه گوگل]او سفر خود را در ساعت یازدهم به تعویق انداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He arrived there at the eleventh hour.
[ترجمه ترگمان]در ساعت یازدهم به آنجا رسید
[ترجمه گوگل]او در ساعت یازدهم آنجا را ترک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. At the eleventh hour the government decided that something had to be done.
[ترجمه ترگمان]در ساعت یازدهم دولت تصمیم گرفت که کاری انجام شود
[ترجمه گوگل]در ساعت یازدهم دولت تصمیم گرفت تا چیزی را انجام دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Their plan was called off at the eleventh hour.
[ترجمه ترگمان]برنامه آن‌ها در ساعت یازدهم شروع شد
[ترجمه گوگل]برنامه آنها در ساعت یازدهم نامیده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه eleventh hour به انگلیسی

eleventh hour
• last minute, last possible moment for doing something (before it is too late)
• the eleventh hour is the last possible moment before something happens.
at the eleventh hour
• at the last minute, at the last possible moment

eleventh hour را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرزانه
آخرین لحظه، پیش از آن که چیز مهمی رخ دهد
Nader Azad
دقیقه 90
خیری
دقیقه ۹۰
اخرین لحظه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی eleventh hour مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )