برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1429 100 1

efficiently

/ɪˈfɪʃ.ənt.li/ /ɪˈfɪʃ.ənt.li/

ازروی کفایت، بطورموثر

واژه efficiently در جمله های نمونه

1. in iowa corn growing and hog raising dovetail efficiently
در ایالت آیووا کشت ذرت و پرورش خوک به طور موثری با هم هماهنگ شده‌اند.

2. I work more efficiently on my own.
[ترجمه Setayesh .j] من به طور موثر یا تاثیر گذار کار می کنم
|
[ترجمه ترگمان]من به اندازه کافی کار می‌کنم
[ترجمه گوگل]من کار خودم را کارآمدتر می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Local authorities have to learn to allocate resources efficiently.
[ترجمه ترگمان]مقامات محلی باید یاد بگیرند که منابع را به طور موثر تخصیص دهند
[ترجمه گوگل]مقامات محلی باید یاد بگیرند منابع را به طور موثر اختصاص دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She organizes her financial affairs very efficiently.
[ترجمه ترگمان]او امور مالی خود را به طور موثر سازماندهی می‌کند
[ترجمه گوگل]او امور مالی خود را بسیار موثر سازماندهی می کند
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه efficiently به انگلیسی

efficiently
• in an efficient manner, without waste (of time, resources, etc.)

efficiently را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

fatemeh
به طورکارآمد,پربازده
میترا
خوب .کارآمد
shima
بهتر ،
عبدالحسین
با لیاقت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی efficiently
کلمه : efficiently
املای فارسی : اففیکینتلی
اشتباه تایپی : ثببهزهثدفمغ
عکس efficiently : در گوگل

آیا معنی efficiently مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )