برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1475 100 1

edit

/ˈedɪt/ /ˈedɪt/

معنی: تنظیم کردن، ویراستن، نشر کردن، اماده چاپ کردن، تغییر دادن یا تصحیح کردن
معانی دیگر: ویرایش کردن، حواشی نوشتن، اصلاح کردن (متن)، برای چاپ آماده کردن، (کامپیوتر - درستی داده را بررسی کردن و افزودن یا کاستن) ویراستن، (عامیانه) عمل ویراستن، (روزنامه و مجله) سردبیری کردن، سردبیر بودن، (فیلم و نوار و غیره - گزیدن و بریدن و زیرنویسی کردن و چسباندن و غیره) ویراستاری کردن، تدوین کردن، مونتاژ کردن، مخفف:، ویراسته شده، چاپ

بررسی کلمه edit

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: edits, editing, edited
(1) تعریف: to supervise the preparation of (material) for publication.
مترادف: redact
مشابه: manage, prep, prepare

- She is editing a collection of articles by several authors.
[ترجمه ترگمان] او مجموعه‌ای از مقالات را توسط چندین نویسنده ویرایش می‌کند
[ترجمه گوگل] او در حال ویرایش مجموعه ای از مقالات توسط چندین نویسنده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to add to, delete, correct, or rearrange (written material or film segments).
مترادف: amend, emend, modify, revise
مشابه: blue-pencil, correct, polish, rephrase, rewrite, touch up

- I edited my paper carefully before I handed it in.
[ترجمه ترگمان] قبل از اینکه آن را به دستم بدهم، paper را به دقت ویرایش کردم
[ترجمه گوگل] من قبل از تحویل آن، مقاله خود را به دقت مطالعه کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The film was edited for television because it was too long.
[ترجمه ترگمان] فیلم برای تلویزیون ویرایش شد چون خیلی طولانی بود
[ترجمه گوگل ...

واژه edit در جمله های نمونه

1. edit line
خط ویرایش

2. edit window
پنجره‌ی ویرایش

3. edit out
حذف کردن (در هنگام ویرایش)،سترش،بریدن و دور انداختن (بخشی از متن یا فیلم و غیره)

4. a cut made in the edit
حذف شدگی در هنگام ویرایش

5. He used to edit the China Daily.
[ترجمه ترگمان]او به ویرایش دیلی چین عادت داشت
[ترجمه گوگل]او برای ویرایش روزنامه چینی استفاده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. This program allows you to edit and catalogue digital photographs.
[ترجمه ترگمان]این برنامه به شما اجازه ویرایش و کاتالوگ کردن عکس‌های دیجیتال را می‌دهد
[ترجمه گوگل]این برنامه به شما اجازه می دهد تا عکس های دیجیتال را ویرایش و کاتالوگ کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. When you edit the tape you can take out the giggles.
[ترجمه ترگمان]وقتی که اون نوار رو تدوین کنی میتونی هر giggles رو برداری
[ترجمه گوگل]هنگامی که شما نوار را ویرایش می کنید، می توانید giggles را حذف کنید
[ترجمه شما] ...

مترادف edit

تنظیم کردن (فعل)
order , adjust , modulate , regulate , redact , formulate , frame , control , regularize , regiment , make out , edit , line up
ویراستن (فعل)
edit
نشر کردن (فعل)
infiltrate , transpire , edit
اماده چاپ کردن (فعل)
redact , edit
تغییر دادن یا تصحیح کردن (فعل)
edit

معنی عبارات مرتبط با edit به فارسی

حذف کردن (در هنگام ویرایش)، سترش، بریدن و دور انداختن (بخشی از متن یا فیلم و غیره)
پیش ویراستن

معنی edit در دیکشنری تخصصی

edit
[حسابداری] ویرایش
[کامپیوتر] ویرایش بررسی یک فایل و ایجاد تغییرات در آن . این ار معمولاً توسط برنامه ی ویرایشگر انجام می شود . نگاه کنید به editor . - ویرایش کردن ؛ ویراستن
[برق و الکترونیک] ویرایش کردن
[ریاضیات] تنظیم کردن، ویراستن، ویرایش کردن، ویرایش، تصحیح کردن، مرتب کردن
[سینما] پیوند - تدوین - ویراستن / ویراسته کردن
[کامپیوتر] خط گزارش وضعیت
[کامپیوتر] وضعیت ویرایش ؛ حالت ویرایش ؛ مد ویرایش
[حسابداری] ویرایش بعد از پردازش
[کامپیوتر] ویرایش داده بدست آمده از محاسبه قبلی

معنی کلمه edit به انگلیسی

edit
• revise, alter; make changes and corrections prior to printing
• if you edit a text, you correct it so that it is suitable for publication.
• if you edit a book, you collect pieces of writing by different authors and prepare them for publication.
• if you edit a film or a television or radio programme, you decide which material to include and arrange it in a particular order.
• someone who edits a newspaper or magazine is in charge of it and makes decisions concerning the contents.
• if you edit something out of a book or film, you remove part of it, often because it might be offensive to some people.
edit a document
• revise a document; review a document and make changes and corrections if necessary
string edit
• change made to a string of characters, change made to a block of characters that act as one unit (computers)

edit را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

تارا
طیف وسیعی از لباس ها یا کالاهای دیگری که برای یک هدف خاص انتخاب شده اند یا در یک زمان خاص پوشیده یا استفاده می شوند. (noun)
دوست
Edit picture
ویرایش عکس
tinabailari
before a passage puts in newspaper it is edited several times
قبل از اینکه یک متن در روزنامه ای قرار گیرد چندین بار ویرایش می شود🚜

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی edit
کلمه : edit
املای فارسی : عدیت
اشتباه تایپی : ثیهف
عکس edit : در گوگل

آیا معنی edit مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران