برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1686 100 1
شبکه مترجمین ایران

ecstatic

/ekˈstætɪk/ /ekˈstætɪk/

معنی: نشئه شده، نشئه ای، بوجد امده، جذبهای
معانی دیگر: وابسته به خلسه (از خود بی خودی)، بی خویشانه، از خود فراموشی، خلسه ای، در خلسه، از خود بی خود، شوریده، سرمست، سرخوش، خلسه انگیز، بی خویش ساز، بی خویشگر، خلسه آمیز، وجدانگیز

بررسی کلمه ecstatic

صفت ( adjective )
مشتقات: ecstatically (adv.)
(1) تعریف: in a condition of extreme delight, overpowering emotion, or religious trance; enraptured.
مترادف: blissful, elated, enraptured, entranced, exalted, overjoyed, rapt, transported
مشابه: delirious, exultant, happy, joyful, joyous, jubilant

- Ecstatic fans poured onto the field after the long-awaited victory.
[ترجمه ترگمان] هواداران Ecstatic پس از پیروزی طولانی در انتظار، وارد زمین شدند
[ترجمه گوگل] هواداران اکستازی پس از پیروزی طولانی مدت به میدان رفته بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: of, concerning, characterized by, or caused by ecstasy.
مترادف: exalted, rapturous
مشابه: exultant, joyful, joyous, jubilant

واژه ecstatic در جمله های نمونه

1. the ecstatic element in medieval religions
عامل خلسه در ادیان قرون وسطایی

2. she became ecstatic upon seeing her long-lost child
با دیدن فرزند گم گشته‌ی خود از خود بی‌خود شد.

3. to become ecstatic
بی خویش شدن

4. Sally was ecstatic about her new job.
[ترجمه ترگمان]سالی از شغل جدیدش به وجد آمده بود
[ترجمه گوگل]سلی در مورد کار جدیدش اظهار تاسف کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Annie was ecstatic about the idea.
[ترجمه ترگمان]انی از این فکر به وجد آمده بود
[ترجمه گوگل]آنی در مورد این ایده درگیر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He gave an ecstatic sigh of happiness.
[ترجمه ترگمان]آهی حاکی از خوشحالی از شادی برکشید
[ترجمه گوگل]او یک سحر و جادو سحر و جادو از شادی به ارمغان آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Martin was not exactly ecstatic at the ...

مترادف ecstatic

نشئه شده (صفت)
drunk , ecstatic
نشئه ای (صفت)
ecstatic
بوجد امده (صفت)
ecstatic
جذبهای (صفت)
ecstatic

معنی کلمه ecstatic به انگلیسی

ecstatic
• enraptured, blissful, overpowered by emotion
• if you are ecstatic, you feel very enthusiastic and happy.
was ecstatic
• was very excited, was lost due to overwhelming emotions

ecstatic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Hessam
بوجد آمده
از خود بی خود شده
ecstatic:euphoric
ژ.ب
سماع
ecstatic dance رقص سماع
مدیا کاظمی
(صفت) وجد آور پرشور
فلاحی
به وجد آمدن/ از خود بیخود شدن
🐾 مهدی صباغ
خوشحال
Happy
Thrilled
نسیم
خیلی خوشحال

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی ecstatic

کلمه : ecstatic
املای فارسی : اکستتیک
اشتباه تایپی : ثزسفشفهز
عکس ecstatic : در گوگل

آیا معنی ecstatic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )