برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1535 100 1
شبکه مترجمین ایران

economize

/ɪˈkɑːnəˌmaɪz/ /ɪˈkɒnəmaɪz/

معنی: صرفه جویی کردن، رعایت اقتصاد کردن
معانی دیگر: کم گساری کردن، کم مصرف کردن، امساک کردن

بررسی کلمه economize

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: economizes, economizing, economized
• : تعریف: to practice thrift; avoid wasteful expenditure; be economical.
مترادف: save, spare
متضاد: splurge
مشابه: pinch pennies, retrench, scrimp, stint

- The family economized in the winter months so as to afford a vacation in the summer.
[ترجمه ترگمان] خانواده در ماه‌های زمستان صرفه‌جویی می‌کردند تا بتوانند در تابستان به تعطیلات بروند
[ترجمه گوگل] خانواده در ماه های زمستان اقتصاددان شده اند تا تعطیلات تابستان را بپردازند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
مشتقات: economizer (n.)
• : تعریف: to use or spend less of; manage thriftily.
مترادف: conserve, save, spare
متضاد: squander
مشابه: pinch pennies, put aside, scrimp

واژه economize در جمله های نمونه

1. citizens were asked to economize on water consumption
از شهروندان خواسته شد که در مصرف آب،صرفه جویی کنند.

2. they had turned off half of the city's lights in order to economize
نیمی از چراغ‌های شهررا به منظور صرفه جویی خاموش کرده بودند.

3. We're going to have to economize from now on.
[ترجمه ترگمان]از این به بعد باید صرفه‌جویی کنیم
[ترجمه گوگل]ما در حال حاضر باید از این پس صرفه جویی کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The management decided to economize by cutting the dead wood from the workforce,thus reducing the wages bill.
[ترجمه ترگمان]مدیریت تصمیم گرفت که با قطع کردن چوب مرده از نیروی کار، صرفه‌جویی کند و در نتیجه لایحه حقوق را کاهش دهد
[ترجمه گوگل]مدیریت تصمیم گرفت با برش چوب مرده از نیروی کار، به این ترتیب، کاهش حقوق و دستمزد را کاهش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A lot of companies are trying to economize by not taking on new staff.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از شرکت‌ها در تلاشند تا با گرفتن کارکنان جدید، صرفه‌جویی کنند
[ترجمه گوگل]بسیاری از شرکت ها در تلاش برای صرفه جویی در هزینه های کارکنان جدید نیستند
[ترجمه ...

مترادف economize

صرفه جویی کردن (فعل)
economize , scrounge
رعایت اقتصاد کردن (فعل)
economize

معنی economize در دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] صرفه جوئی کردن ، رعایت اقتصاد کردن

معنی کلمه economize به انگلیسی

economize
• save; cut back, be thrifty (also economise)
• if you economize, you save money by spending it very carefully.

economize را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

متین
اقتصادی بودن
مونا
بهینه کردن
مهدی باقری
کم خرج کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی economize

کلمه : economize
املای فارسی : اکنمیز
اشتباه تایپی : ثزخدخئهظث
عکس economize : در گوگل

آیا معنی economize مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )