برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1527 100 1
شبکه مترجمین ایران

economic geography


جغرافیای اقتصادی

واژه economic geography در جمله های نمونه

1. Conventional questionnaire studies in economic geography tend to take what people say at face value.
[ترجمه ترگمان]مطالعات متداول پرسشنامه‌ای در جغرافیای اقتصادی تمایل دارند چیزی را که مردم در ارزش رو می‌گویند به دست بگیرند
[ترجمه گوگل]مطالعات متداول پرسشنامه در جغرافیای اقتصادی تمایل دارند آنچه را که مردم در ارزش اسمی می گویند انجام دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He learned at first hand the economic geography of the regnum francorum.
[ترجمه ترگمان]او در ابتدا جغرافیای اقتصادی of francorum را بدست آورد
[ترجمه گوگل]او ابتدا جغرافیای اقتصادی رگنوم فرانکوروم را یاد گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Translated into disciplinary terms, the study of international economic geography should precede social geography and town planning.
[ترجمه ترگمان]به عبارت انضباطی، مطالعه جغرافیای اقتصادی بین‌المللی باید مقدم بر جغرافیای اجتماعی و برنامه‌ریزی شهر باشد
[ترجمه گوگل]ترجمه به شرایط انضباطی، مطالعه جغرافیای اقتصادی بین المللی باید قبل از جغرافیای اجتماعی و برنامه ریزی شهر باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

economic geography را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی economic geography

کلمه : economic geography
املای فارسی : اکونومیک جئوگرافی
اشتباه تایپی : ثزخدخئهز لثخلقشحاغ
عکس economic geography : در گوگل

آیا معنی economic geography مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )