برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1616 100 1
شبکه مترجمین ایران

Extended


معنی: مطول، تمدید شده، قابل تعمیم، مدید
معانی دیگر: درازانده، وسیع، بزرگ، طولانی، ممتد، پهناور، گسترده، دراز شده، پهن (شده)، توسعه یافته

بررسی کلمه Extended

صفت ( adjective )
(1) تعریف: stretched, pulled, or spread out.
متضاد: contracted
مشابه: open

- The cat begged for some milk with an extended paw.
[ترجمه ترگمان] گربه مقداری شیر با یک پنجه دراز کرد
[ترجمه گوگل] گربه برای یک شیر با یک پا بلند شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: prolonged or continuing over a period of time.
مشابه: slow

(3) تعریف: having an enlarged dimension; widespread; extensive.
مشابه: extensive

- an extended reach
[ترجمه ترگمان] دسترسی گسترده
[ترجمه گوگل] گسترش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- an extended family
[ترجمه ترگمان] یک خانواده بزرگ
[ترجمه گوگل] یک خانواده بزرگ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Extended در جمله های نمونه

1. an extended contract
قرار داد تمدید شده

2. darius extended the country's frontiers
داریوش مرزهای کشور را بسط داد.

3. he extended his arm toward me
او دست خود را به سوی من دراز کرد.

4. he extended his power throughout the whole realm
او قدرت خود را در سرتاسر آن حوزه تعمیم داد.

5. corruption had extended into every aspect of their lives
فساد به کلیه‌ی جنبه‌های زندگی آنها رخنه کرده بود.

6. his domain extended from baghdad to balkh
قلمرو او از بغداد تا بلخ گسترش داشت.

7. the congress extended the law to cover all states
کنگره آن قانون را به کلیه‌ی ایالات تعمیم داد.

8. her visa was extended
ویزای او تمدید شد.

9. it wants no extended examination to prove its impracticality
اثبات غیر عملی بودن آن،نیازی به امتحان گسترده ندارد.

10. the iranian empire extended over a large area
امپراطوری ایران نواحی بزرگی را در بر می گرفت.

11. the medieval period extended roughly from a. d. 500 to 1500
قرون وسطی تقریبا از 500 تا 1500 میلادی ادامه داشت.

12. a catt ...

مترادف Extended

مطول (صفت)
detailed , longsome , extended
تمدید شده (صفت)
extended
قابل تعمیم (صفت)
general , extended , extensible , extensile
مدید (صفت)
long , extended , prolonged , protracted

معنی عبارات مرتبط با Extended به فارسی

(پزشکی - پرستاری از بیمار پس از مرخص شدن از بیمارستان) تیمار دراز مدت، پرستاری پس از بیمارستان
(جامعه شناسی) خانواده ی گسترده، خانواده ی ایلی
دقت توسعه یافته
مدت اعتبارآنرا دراز کردند

معنی Extended در دیکشنری تخصصی

extended
[کامپیوتر] کد مبادله اعشاری کد شده بصورت دودویی توسعه یافته .
[ریاضیات] توسعه یافته
[کامپیوتر] آدرس دهی گسترده .
[کامپیوتر] Ascii گسترش یافته .
[ریاضیات] اصل تعمیم یافته ی جمع
[برق و الکترونیک] رمز گسترش یافته ی تبادل دهدهی به رمز دودویی [ایبسیدیک] نوعی رمز رایانه ای که در آن هر 8 بیت دودویی یک نویسه را نمایش می دهند و در نتیجه حداکثر 256 نویسه می توان با آن ساخت . در واقع رمز «بی سی دی» است که به 8 بیت گسترش یافته است .پیامهای رمز شده با «ایبسیدیک» برای بررسی درستی به ایستگاه فرستنده برگردانده می شوند.
[ریاضیات] درخت دو دویی گسترش یافته
[کامپیوتر] تخته مدار گسترش یافته - ابزار عیب یابی که به کاربر امکان می دهد تا بررسی آسانتری بر روی تخته مدارها انجام دهد.
[نساجی] زنجیر طویل ( پلیمر )
[پلیمر] زنجیر امتداد یافته
[کامپیوتر] مجمع کاراکترهای توسعه یافته .
[کامپیوتر] کاراکتر های گسترش یافته .
...

معنی کلمه Extended به انگلیسی

extended
• enlarged, expanded, increased
• something that is extended is bigger or longer than usual or includes more people or things than usual.
extended a warm welcome
• make someone feel welcome, receive someone heartily
extended capabilities port
• parallel port which expanded capabilities, high-speed parallel port which supports bidirectional communication, ecp
extended character set
• group of characters used in ibm compatibles which includes ascii characters and characters of foreign languages
extended data output
• production of data at increased continuity (without interruption), edo (computers)
extended family
• social unit consisting of parents and their children along with other relatives
extended graphics array
• display standard of ibm which enables the display of 65000 colors, xga standard
extended industry standard architecture
• type of extended bus, eisa
extended keyboard
• keyboard which has 101 or 102 keys
extended memory
• increased computer memory, increased capacity for stored information (computers)
extended memory manager
• program which allows access to extended memory
extended memory specification
• standard procedure for accessing a block of extended memory of 640k just above 1mb (computers)
extended school day
• school day that has been prolonged
extended small device interface
...

Extended را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نقوی
تعمیم‌یافته
مجتبی
در مدیریت به معنای اعطا شده
پیمان
طولانی تر (در مورد بازه زمانی)
بزرگتر و وسیع تر شده ( در مورد مکان)enlarged
حانیه
شجره نامه
shima
فاميل هاي وابسته
سینا
extended family:خانواده پر جمعیت
Mohammadreza Akbarian
Extended = broaden = گسترده
محدثه فرومدی
طویل، فراخ، گشاده، مشروح، مفصل، شرح و بسط داده شده، منبسط، بسط‌یافته
آفرین محدثه
کلا یعنی افزایش دادن، گسترش دادن، بسط دادن، مطول کردن، تعمیم دادن
مزگی نژاد
مبسوط

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی extended

کلمه : extended
املای فارسی : اکستندد
اشتباه تایپی : ثطفثدیثی
عکس extended : در گوگل

آیا معنی Extended مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )