برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1409 100 1

Expire


معنی: بانتها رسیدن، سپری شدن، مردن، سرامدن، منقضی شدن، تمام شدن، بپایان رسیدن، دم براوردن
معانی دیگر: بازدمیدن، دم برآوردن، زفیرکشیدن، نفس آخر را کشیدن، به پایان رسیدن، به سر رسیدن، خاتمه یافتن، (مهجور) بو دادن، (از خود) متصاعد کردن

بررسی کلمه Expire

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: expires, expiring, expired
(1) تعریف: to reach the end of a fixed term, as a permit, subscription, warranty, or membership.
مترادف: end, run out, terminate
مشابه: cease, discontinue, lapse, stop

- My driver's license expires in May of this year.
[ترجمه ترگمان] گواهی‌نامه رانندگی من در ماه مه سال جاری منقضی می‌شود
[ترجمه گوگل] مجوز رانندگی من در ماه مه امسال منقضی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- You can't travel out of the country if your passport has expired.
[ترجمه ترگمان] اگر گذرنامه شما منقضی شده‌است، نمی‌توانید از کشور سفر کنید
[ترجمه گوگل] اگر پاسپورت شما منقضی شده باشد نمی توانید خارج از کشور سفر کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to die or die out.
مترادف: decease, die
مشابه: depart, pass, perish

- It was the old woman's wish to expire in her own home.
[ترجمه ترگمان] این آرزوی پیرزن بود که در خانه خود از بین برود
[ترجمه گوگل] این آرزوی پیرمرد بود که در خانه خود منقضی شده ...

واژه Expire در جمله های نمونه

1. the president's term of office will expire in khordad
دوران تصدی رئیس جمهور در خرداد به پایان خواهد رسید.

2. When does your trade agreement with Japan expire?
[ترجمه ترگمان]قرارداد تجاری تان با ژاپن منقضی می‌شود؟
[ترجمه گوگل]هنگامی که توافق تجاری خود با ژاپن منقضی می شود؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. My season ticket will expire this week.
[ترجمه ترگمان]بلیط فصل من این هفته باطل می‌شه
[ترجمه گوگل]بلیط فصل من در این هفته منقضی خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. My lease will expire on September 30th, this year.
[ترجمه ترگمان]اجاره من در ۳۰ سپتامبر امسال به پایان خواهد رسید
[ترجمه گوگل]اجاره من در تاریخ 30 سپتامبر سال جاری منقضی خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. When does your driving licence expire?
[ترجمه ترگمان]زمانی که مجوز رانندگی شما منقضی می‌شود؟
[ترجمه گوگل]هنگامی که گواهینامه رانندگی شما منقضی می شود؟
...

مترادف Expire

بانتها رسیدن (فعل)
accomplish , finish , end , expire
سپری شدن (فعل)
pass , finish , expire , lapse , be finished , elapse
مردن (فعل)
go off , expire , die , demise , perish , die down , be killed , drop off , be slain , pop off , decease , pass away , pass out , knock off
سرامدن (فعل)
pass , expire , surprise , come to an end , come upon
منقضی شدن (فعل)
expire , mature , elapse
تمام شدن (فعل)
pass , finish , end , expire , go , give out , spend , poop
بپایان رسیدن (فعل)
end , expire
دم براوردن (فعل)
expire , exhale

معنی Expire در دیکشنری تخصصی

expire
[ریاضیات] خاتمه، منقضی شدن، سپری شدن

معنی کلمه Expire به انگلیسی

expire
• come to an end, finish, terminate; die
• when something expires, it reaches the end of the period of time for which it is valid; a formal use.
• when someone expires, they die; a literary use.

Expire را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

من
فاسد
پاکیزه
مدار اعتبار
بهمن عنایتی کاریجانی
بنام خدا
با سلام، در حرفه پزشکی Expire شدن یعنی فوت کردن. مثال بیمار تخت سه دیشب Expire شد.
در حیطه غیر پزشکی نیزExpire date یعنی انقضا تاریخ مصرف که به صورت EXP Date نوشته میشود.
با تشکر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی expire
کلمه : expire
املای فارسی : اکسپایر
اشتباه تایپی : ثطحهقث
عکس expire : در گوگل

آیا معنی Expire مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )