برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1397 100 1

Exception

/ɪkˈsep.ʃən/ /ɪkˈsep.ʃən/

معنی: رد، اعتراض، استثنا، استثناء
معانی دیگر: مگری، جداگری، مگرجویی، مگرخواهی، خواست گزینی، دلخواه گزینی، مورد استثنا، (حقوق) اعتراض رسمی به نحوه ی اجرای محاکمه یا تصمیمات اتخاذ شده (در دادگاه)، واخواست، اعترا­

بررسی کلمه Exception

اسم ( noun )
عبارات: take exception
(1) تعریف: the act of leaving out.
مترادف: exclusion, omission
مشابه: elimination, exemption, isolation, ostracism, rejection, skip

(2) تعریف: something left out of a class or type of thing.
مترادف: exclusion, omission
مشابه: reject, skip

(3) تعریف: something to which a general rule does not apply.
مترادف: anomaly
مشابه: aberration, deviation, freak, irregularity, oddity, quirk

(4) تعریف: an objection or negative criticism, as regarding a particular point.
مترادف: demurrer, objection
مشابه: challenge, criticism, disagreement, question

واژه Exception در جمله های نمونه

1. take exception (to)
1- اعتراض کردن،واخواست کردن،چخیدن

2. a notable exception
استثنای درخور توجه

3. make an exception
استثنا قائل شدن

4. with the exception of
به استثنای،به جز،مگر

5. there is an exception to every rule
هر قانونی استثنا دارد

6. a teacher should make no exception among his students
معلم باید میان شاگردانش استثنا قائل نشود.

7. eight of the pups were beautiful, the only exception was a potbellied little male
هشت تا از توله سگ‌ها زیبا بودند و یگانه استثنا یک توله‌ی نر شکم گنده بود.

8. in that country, corruption is the rule rather than the exception
در آن کشور فساد قاعده است نه استثنا.

9. There is no general rule without some exception.
[ترجمه ترگمان]بدون استثنا قانونی وجود نداره
[ترجمه گوگل]هیچ قاعده کلی بدون هیچ استثنائی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. I can't make an exception for you.
[ترجمه ترگمان ...

مترادف Exception

رد (اسم)
denial , disavowal , rejection , abnegation , pass , refusal , trace , veto , exception , contradiction , rebuff , rebuttal , repulse , disapproval , disapprobation , contestation , disproof
اعتراض (اسم)
objection , animadversion , protest , defiance , protestation , exception , remonstrance
استثنا (اسم)
exception
استثناء (اسم)
exception , reservation , exclusion

معنی عبارات مرتبط با Exception به فارسی

وضعیت استثنایی
استثنا گردانی
ردکردن داوریا دادرس
اعترا­ نامه
بطور استثناء
1- اعتراض کردن، واخواست کردن، چخیدن، 2- آزرده شدن (مثلا از حرف کسی)، برخوردن (به حیثیت و غیره)

معنی Exception در دیکشنری تخصصی

exception
[حسابداری] ایراد
[کامپیوتر] استثناء .
[صنعت] استثناء
[حقوق] اعتراض، ایراد، جرح، ایراد به قرار یا حکم دادگاه، استثناء
[ریاضیات] استثناء
[کامپیوتر] خطای استثنایی 12.
[کامپیوتر] رسیدگی به مدیریت حالت استثنایی .
[ریاضیات] اصل استثناء
[کامپیوتر] گزارش گیری مخصوص .
[کامپیوتر] خطای تقسیم ؛ استثنا تقسیم
[حقوق] ایراد عدم تقصیر یا بی گناهی
[حسابداری] اصل مدیریت برپایه استثناء
[ریاضیات] مدیریت در موارد استثنایی، اصل مدیریت بر پایه ی استثنا، مدیریت در حالت استثنا، مدیریت مسایل استثنایی
[ریاضیات] احتمالا به استثناء
[حقوق] استثناء قانونی
[ریاضیات] به استثنای

معنی کلمه Exception به انگلیسی

exception
• something that is out of the ordinary, anomaly; objection, opposition
• an exception is a thing, person, or situation that is not included in a general statement.
• you use without exception to indicate that your statement is true in all cases.
• if you take exception to something, you feel offended or annoyed by it.
as an exception
• unusually, extraordinarily, leniently
took an exception
• expressed his opposition in writing, objected
was an exception
• was irregular, was different
with no exception
• without any special cases, always

Exception را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Surena.azad
استثنا، اعتراض، رد
the drives between towns are a delight, and the journey to Graz is no exception
Matin
استثنا
mitota
موقت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی exception
کلمه : exception
املای فارسی : اخکپتین
اشتباه تایپی : ثطزثحفهخد
عکس exception : در گوگل

آیا معنی Exception مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )