برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1541 100 1
شبکه مترجمین ایران

Endowed


صاحب مال و مکنت، متصف

واژه Endowed در جمله های نمونه

1. god has endowed mankind with reason
خداوند به انسان خرد عطا کرده است.

2. nature has endowed this flower with beauty so that it may attract butterflies
طبیعت به این گل زیبایی داده است تا پروانه را جلب کند.

3. robabeh was endowed with extraordinary courage
ربابه از شجاعت فوق العاده‌ای بهره‌مند بود.

4. a wealthy lady who endowed several schools
زن ثروتمندی که به چندین مدرسه عطیه بخشید.

معنی کلمه Endowed به انگلیسی

well endowed
• has a voluptuous figure, has a full figure, has a sexy body

Endowed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سجاد پیشنماززاده
برخوردار بودن
دارای ویژگی خاصی بودن
حشمت
صاحب زندگی یا جان
صادق محمدی راد
ذاتا برخوردار بودن از چیزی
Zahara
چیزی را به طور طبیعی داشتن
عقاب
وراثتی، موروثی، بطور ذاتی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی endowed

کلمه : endowed
املای فارسی : اندود
اشتباه تایپی : ثدیخصثی
عکس endowed : در گوگل

آیا معنی Endowed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )