برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1399 100 1

Emily

/ˈeməli/ /ˈemli/

اسم خاص مونث (emilia و emeline و emmeline هم می گویند)

واژه Emily در جمله های نمونه

1. Poor Emily. Her kinsfolk should come to her.
[ترجمه ترگمان] امیلی بیچاره kinsfolk هم باید پیش او بروند
[ترجمه گوگل]ضعیف امیلی خواهرزاده اش باید به او برسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Emily knew nothing about her husband's misdemeanours.
[ترجمه ترگمان]امیلی \"هیچی در مورد\" misdemeanours شوهرش \"نمی دونست\"
[ترجمه گوگل]امیلی در مورد معاهدات شوهرش چیزی نمی دانست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Emily realized that she sounded hysterical.
[ترجمه ترگمان] امیلی \"فهمید که عصبی به نظر میاد\"
[ترجمه گوگل]امیلی متوجه شد که صدای هیستریک را صدا می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Emily remained completely unruffled by the chaos.
[ترجمه ترگمان]امیلی از این هرج و مرج کام لا آرام بود
[ترجمه گوگل]امیلی با هرج و مرج کاملا به هم ریخته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه Emily به انگلیسی

emily
• female first name
emily bronte
• (1818-1848) english author of novels who wrote "wuthering heights", sister of charlotte and anne
emily dickinson
• (1830-1886) united states poet known for her reclusive lifestyle, author of "i'm nobody! who are you?"

Emily را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیل به بدی
نامی مونث ومترادف وهم معنی نام مذکر Emil به معنی خدابامن -برگرفته از واژه امانوییل که نام ولقبی انجیلی برای عیسی مسیح است به معنی خداباما...
مهرسا بابادی
اِمیلی(یک اسم مونّث)
Emily
دخترِ زیبا و جذاب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی emily
کلمه : emily
املای فارسی : امیلی
اشتباه تایپی : ثئهمغ
عکس emily : در گوگل

آیا معنی Emily مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )