برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1393 100 1

Embouchure

/ˌɑːmbʊˈʃʊr/ /ˌɒmbʊˈʃʊə/

معنی: دهانه، مصب دهنی
معانی دیگر: (رودخانه) مصب، مصب مو

بررسی کلمه Embouchure

اسم ( noun )
(1) تعریف: the mouth of a river.

(2) تعریف: the opening out of a valley into a flatland.

(3) تعریف: the mouthpiece of a wind instrument.

(4) تعریف: the manner of applying lips and tongue to a wind instrument's mouthpiece.

واژه Embouchure در جمله های نمونه

1. Depending on your desire to play with this embouchure, you will experience difficulty in playing throat F, and high C.
[ترجمه ترگمان]بسته به میل شما برای بازی با این embouchure، شما در بازی کردن گلو و بالا بودن بالا مشکل خواهید داشت
[ترجمه گوگل]با توجه به تمایل خود به بازی با این حشره کش، شما در بازی گلو F و C بالا دچار مشکل خواهید شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Do not change your embouchure or anything.
[ترجمه ترگمان] embouchure رو عوض نکن
[ترجمه گوگل]حشره یا هر چیز دیگری را عوض نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. DO NOT bevel the blown edge of the embouchure hole - leave it clean and sharp.
[ترجمه ترگمان]لبه بریده سوراخ embouchure را خراب نکنید - آن را تمیز و تیز کنید
[ترجمه گوگل]لبه ضخیم سوراخ امگا بور را نباید از بین ببرید - آن را پاک و تیز کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The cheeks are brought back to their normal embouchure position.
[ترجمه ترگمان]گونه‌هایش به حالت طبیعی their برگشته است
[ترجمه گوگل ...

مترادف Embouchure

دهانه (اسم)
eye , throat , mouthpiece , aperture , mouth , opening , spout , outfall , bridle , jet , embouchure , ostiole
مصب دهنی (اسم)
embouchure

معنی Embouchure در دیکشنری تخصصی

Embouchure
[آب و خاک] دهانه رودخانه مصب

معنی کلمه Embouchure به انگلیسی

embouchure
• estuary, mouth of a river

Embouchure را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی embouchure
کلمه : Embouchure
املای فارسی : امبوچور
اشتباه تایپی : ثئذخعزاعقث
عکس Embouchure : در گوگل

آیا معنی Embouchure مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )