برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1465 100 1

Economic

/ˌekəˈnɑːmɪk/ /ˌiːkəˈnɒmɪk/

معنی: اقتصادی
معانی دیگر: مانبدی، وابسته به علم اقتصاد، مانبد شناسانه، میانکارانه، (قدیمی) مقرون به صرفه، باصرفه

بررسی کلمه Economic

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of or pertaining to the production and distribution of goods, wealth, and services.

(2) تعریف: of or pertaining to the study of such production and distribution.

(3) تعریف: relating to personal financial matters.

واژه Economic در جمله های نمونه

1. economic and political ties
همبستگی‌های اقتصادی و سیاسی

2. economic chaos
نابسامانی اقتصادی

3. economic conditions necessitated immediate action
اوضاع اقتصادی مستلزم اقدام فوری بود.

4. economic deflation
رکود اقتصادی

5. economic determinism
جبرگرایی اقتصادی

6. economic development
پیشرفت اقتصادی

7. economic factors influence our decisions
عوامل اقتصادی بر تصمیمات ما اثر می‌گذارند.

8. economic problems
مسایل اقتصادی

9. economic problems in modern societies
مسائل اقتصادی در جوامع امروزی

10. economic progress is not the only bench mark for success
پیشرفت اقتصادی یگانه سنجه‌ی موفقیت نیست.

11. economic prosperity has quickened the pulse of the people
رونق اقتصادی جنب و جوش مردم را بیشتر کرده است.

12. economic sacrifice
ایثارگری اقتصادی

13. economic stability is vitally important
ثبات اقتصادی ا ...

مترادف Economic

اقتصادی (صفت)
economic

معنی عبارات مرتبط با Economic به فارسی

جغرافیای اقتصادی

معنی Economic در دیکشنری تخصصی

economic
[عمران و معماری] اقتصادی - اقتصاد
[مهندسی گاز] اقتصادی
[صنعت] اقتصادی
[ریاضیات] اقتصادی
[عمران و معماری] تجزیه و تحلیل اقتصادی - تحلیل اقتصادی
[ریاضیات] ارزیابی اقتصادی، تقویم اقتصادی
[عمران و معماری] جنبه اقتصادی
[صنعت] مقدار انباشته اقتصادی
[حسابداری] سود اقتصادی (مفهوم درآمد)
[ریاضیات] توسعه ی اقتصادی، رشد اقتصادی
[عمران و معماری] قطر اقتصادی
[ریاضیات] کارایی اقتصادی
[زمین شناسی] انرژی نهفته با صرفه- انرژی پتانسیل اقتصادی نیروی نهفته در آب است که در شرایط معینی از دیدگاه اقتصادی قابل بهره برداری باشد.
[ریاضیات] مهندسی اقتصاد
[حسابداری] اقتصاد اطلاعات

معنی کلمه Economic به انگلیسی

economic
• pertaining to the management of goods and services; of the science of economics
• economic means concerned with the organization of the money, industry, and trade of a country, region, or social group.
• a business that is economic produces a profit.
• economics is the study of the way in which money, industry, and trade are organized in a society.
• the economics of a society or industry is the system of organizing money and trade in it.
economic aid
• financial support
economic assistance
• financial aid
economic attache
• economic advisor on the diplomatic staff of his country at a foreign capital
economic boom
• thriving of the economy, rapid expansion or increase of the economy
economic botany
• study of plants and plant products which may be profitable (as in the field of agriculture or medicine)
economic boycott
• ban on commerce, embargo
economic column
• regular newspaper article on economic matters
economic crisis
• state of financial and commercial hardship
economic cycle
• periodic change in the level of economic operations within a country
economic depression
• low point in a financial and commercial state
economic deprivation
• poverty, lack of necessary resources
economic development
• growth of an economy
economic distress
• financial and commercial hardship, economic crisis ...

Economic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین
فرد خیرخواه
رویا
اقتصادی
لطیفی
اقتصادی
kpk
اقتصادی
mahsa
مالی
هومان معمارباشی
اگر بخواهیم آن را ریشه یابی کنیم می توانیم تا زبان کلدانی آن را ریشه یابی کنیم اما متاسفانه کلمات زیادی از این زبان کهن وجود ندارد. از اینرو زبان یونانی هم از زبان های باستانی می باشد و بر اساس آثار به جامانده، زبان میسینی متعلق به 1450 سال قبل از میلاد است. این کلمه از دو بخش تشکیل شده است: 1:oikos یا به خط یونانی οίκος
2: nomos یا خط یونانی νόμος
که اولی به معنی خانه و دومی به معنی مدیریت کردن است. البته در یونانی معاصر νόμος به معنی قانون هم است که دقیقاً مفهوم قبلی خود را حفظ کرده است.چون قانون باعث مدیریت می شود.
روی هم رفته (oikonomos (οικονόμος می شود. به معنی مدیر یا مهماندار است. و در لاتین oikonomia می باشد که به معنی مدیریت خانواده است.
در نتیجه اقتصاد در زبان یونانی یعنی کسی که تمام مدیریت خانه چون خرید مواد غذایی، دخل و خرج و... را تنظیم می کند.
مجید
تلفظ: ایکِنامِک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی economic
کلمه : economic
املای فارسی : اکونومیک
اشتباه تایپی : ثزخدخئهز
عکس economic : در گوگل

آیا معنی Economic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران