برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1402 100 1

Easel

/ˈiːzl̩/ /ˈiːzl̩/

معنی: سه پایه، سهپایه نقاشی
معانی دیگر: سه پایه ی نقاشی

بررسی کلمه Easel

اسم ( noun )
• : تعریف: a free-standing frame for holding an artist's canvas, blackboard, or the like.

- The artist set up her easel by the river and began to paint the landscape.
[ترجمه tina] هنرمند سه پایه نقاشی اش را در کنار رودخانه گذاشت و شروع به کشیدن منظره کرد
|
[ترجمه ترگمان] هنرمند سه‌پایه خود را کنار رودخانه گذاشت و شروع به کشیدن چشم‌انداز کرد
[ترجمه گوگل] هنرمند برج میلاد را با رودخانه راه اندازی کرده و چشم انداز را رنگ می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Easel در جمله های نمونه

1. This is a well designed easel which folds up quickly and neatly.
[ترجمه ترگمان]این یک سه‌پایه خوب طراحی‌شده که به سرعت و با دقت بالا و پایین می‌رود
[ترجمه گوگل]این مهره ای به خوبی طراحی شده است که به سرعت و منظم پوشانده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I was sitting in front of my easel at about quarter to nine, doing preliminary tests on a little panel-picture of a City church.
[ترجمه ترگمان]من در حدود یک ربع به نه در مقابل easel نشسته بودم و آزمایش‌های مقدماتی را بر روی یک تابلو کوچک از یک کلیسای شهر انجام دادم
[ترجمه گوگل]من در حدود یک چهارم تا نه سالم جلوی مقرر من نشسته بودم، انجام آزمایش های اولیه در یک صفحه کوچک از کلیسای شهر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. An easel deep enough to display a book may work for a shallow bowl or platter.
[ترجمه ترگمان]یک سه‌پایه با عمق کافی برای نمایش یک کتاب ممکن است برای یک کاسه یا بشقاب کم‌عمق کار کند
[ترجمه گوگل]یک انگشتر به اندازه کافی برای نمایش یک کتاب ممکن است برای یک کاسه کوچک یا تخت مناسب باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He was seated at an easel.
...

مترادف Easel

سه پایه (اسم)
stand , andiron , tripod , easel , trivet , trestle , holder , three-legged table
سهپایه نقاشی (اسم)
easel

معنی عبارات مرتبط با Easel به فارسی

معنی کلمه Easel به انگلیسی

easel
• wooden frame on which an artist's canvas is supported or displayed
• an easel is a wooden frame that supports a picture which an artist is painting.

Easel را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

fatima.k
a wooden frame that holds a black bord or a picture that is being painted
^.^
دوستان عزیز به جای اینکه مثال کتاب زبان تونو بنویسید لطف کنید معنی کلمه رو بنویسید😒باتشکرررر
- معنی easel : سه پایه نقاشی
Tris
A wooden frame that you put a painting on while you paint it
P
سه پایه نقاشی
Sobhanking
۳ پایه ای که روش نقاشی می‌کشی
Sahar
سه پایه چوبی
نارنین
بابا زرنگ تو خودت پیدا کن ما میخویم از ابن ها یاد بگیرم ممنونم
shiva_sisi‌
a wooden frame that holds a black bord or a picture that is being painted
Arshida
بوم یا همون سه پایه نقاشی
GH.KH
بوم نقاشی
.ki.
سه پایه نقاشی
BTS
بزارین هر کی هر چیزی دوست داره بنویسه اصن من خودم معنیشو تو ساپلیمنتری میخاستم شما ها هر کدومو دوست دارین ببینین
.99
خب بعضیا معنی کتاب supplemetary می خوان شما دوس نداری نخون لطفا. دوست گرامی:
(^.^)
Ayla
A wooden farm that holds a blackboard
امیر
بوم نقاشی
amir
a wooden frame that holds a blackboard or a picture that is being painted
...
سه پایه نقاشی




تازه به خودشون مربوطه اگر تدی کار های همدیگه دخالت نمی کردین خیلی بهتر بود
تو چی کارداری اون چی میگه تو نظرت رو بده نخواستی هم نبین
MH
سه پایه ی نقاشی
Melika
سه پایه نقاشی
Raha jahanbakhsh
میشه سه پایه نقاشی
B.sh
بوم نقاشی درسته ولی بهتره بگیم سه پایه نقاشی ⁦⁦⁦⁦(^^)⁩
مهتاب
wooden frame to hold a picture while it is being painted
سه پايه نقاشي چوبي براى نگه داشتن بوم در زماني كه نقاشي مي كشيم🎨
معني كلمه:سه پايه نقاشي
جمله نمونه:
She set up the easel and started to painting.
او سه پايه را راه اندازی کرد و شروع به نقاشی کرد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی easel
کلمه : easel
املای فارسی : یسل
اشتباه تایپی : ثشسثم
عکس easel : در گوگل

آیا معنی Easel مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )