مدام فکر کردن به / بیش از حد درگیرِ چیزی بودن
تفاوت و نکات مهم
• Dwelling on یعنی برای مدت طولانی و معمولاً بیش از حد روی یک موضوع، اتفاق، مشکل یا فکر تمرکز کردن و مدام به آن فکر کردن.
• اغلب برای چیزهای منفی مثل اشتباهات گذشته، مشکلات، ناراحتی ها یا اتفاقات ناخوشایند استفاده می شود.
... [مشاهده متن کامل]
• Dwelling on the past یعنی �مدام درگیر گذشته بودن / مدام به گذشته فکر کردن�.
• Dwelling on negative thoughts یعنی �مدام روی افکار منفی تمرکز کردن�.
• معمولاً بار معنایی منفی دارد؛ یعنی فرد به جای اینکه از موضوع عبور کند، همچنان ذهنش را درگیر آن نگه می دارد.
• با thinking about تفاوت دارد. Thinking about فقط یعنی �به چیزی فکر کردن�، اما dwelling on یعنی بیش از حد و به طور مداوم روی آن ماندن.
• با ruminating بسیار نزدیک است، مخصوصاً در روان شناسی. Rumination بیشتر به فرایند تکراری و منفیِ فکر کردن دربارهٔ مشکلات و احساسات اشاره دارد، در حالی که dwelling on اصطلاح عمومی تر و روزمره تری است.
• مثال: Stop dwelling on your mistakes. یعنی �این قدر روی اشتباهاتت تمرکز نکن / مدام به اشتباهاتت فکر نکن. �

تفاوت و نکات مهم
• Dwelling on یعنی برای مدت طولانی و معمولاً بیش از حد روی یک موضوع، اتفاق، مشکل یا فکر تمرکز کردن و مدام به آن فکر کردن.
• اغلب برای چیزهای منفی مثل اشتباهات گذشته، مشکلات، ناراحتی ها یا اتفاقات ناخوشایند استفاده می شود.
... [مشاهده متن کامل]
• Dwelling on the past یعنی �مدام درگیر گذشته بودن / مدام به گذشته فکر کردن�.
• Dwelling on negative thoughts یعنی �مدام روی افکار منفی تمرکز کردن�.
• معمولاً بار معنایی منفی دارد؛ یعنی فرد به جای اینکه از موضوع عبور کند، همچنان ذهنش را درگیر آن نگه می دارد.
• با thinking about تفاوت دارد. Thinking about فقط یعنی �به چیزی فکر کردن�، اما dwelling on یعنی بیش از حد و به طور مداوم روی آن ماندن.
• با ruminating بسیار نزدیک است، مخصوصاً در روان شناسی. Rumination بیشتر به فرایند تکراری و منفیِ فکر کردن دربارهٔ مشکلات و احساسات اشاره دارد، در حالی که dwelling on اصطلاح عمومی تر و روزمره تری است.
• مثال: Stop dwelling on your mistakes. یعنی �این قدر روی اشتباهاتت تمرکز نکن / مدام به اشتباهاتت فکر نکن. �

فکر کردنیا صحبت کردن زیادی روی چیزی، تمرکز زیادی و مکرر بر فکر و بحث.
مثلا در اختلال وسواسی جبری ، افراد تمرکز زیادی و وسواسی بر تردیدهای عقیدتی دارند.