dv relationship

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
تفاوت این ترکیب با Abusive relationship، Toxic relationship، و Conflict:
Abusive relationship
به معنای رابطه ی آزارگرانه است و تقریباً هم معنای DV relationship است؛ اما abusive می تواند اشکال مختلف آزار — از جمله آزار روانی بدون خشونت فیزیکی — را در بر بگیرد، در حالی که DV در بافت حقوقی معمولاً بار رسمی تر و مشخص تری دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

Toxic relationship
به معنای رابطه ی سمی است و عام ترین و غیررسمی ترین گزینه است؛ بر هر رابطه ی ناسالم و فرساینده دلالت دارد، بدون اینکه لزوماً الگوی کنترل و خشونت سیستماتیک DV را داشته باشد.
Conflict
به معنای تعارض و درگیری است و بر اختلاف نظر یا تنش متقابل دلالت دارد؛ برخلاف DV relationship که رابطه ای یک طرفه و مبتنی بر سلطه است، در conflict دو طرف می توانند موضع برابر داشته باشند .
DV relationship
تفاوت کلیدی این ترکیب این است که هم بار حقوقی و نهادی دارد، هم بر الگوی سیستماتیک کنترل و سلطه تأکید می کند، نه یک درگیری موردی، و هم در بافت های مددکاری، حقوقی، و حمایتی به کار می رود. در واقع DV relationship یعنی رابطه ای که در آن یک طرف حق اظهار نظر، آزادی، و تمامیت جسمی و روانی طرف دیگر را سلب می کند — و همین است که آن را از toxic relationship و conflict متمایز و جدی تر می کند.

DV relationship/ Domestic Violence
🔸 معادل فارسی:
• رابطه ی خشونت خانگی
• رابطه ی آزارگرانه / رابطه ی مبتنی بر خشونت
• ( در بافت حقوقی و مددکاری ) رابطه ی قربانی - آزارگر
• ( عامیانه ) رابطه ی زورگویی و کنترل
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• She was trapped in a DV relationship for years before seeking help.
او سال ها در یک رابطه ی خشونت خانگی گرفتار بود تا اینکه کمک خواست.
• Leaving a DV relationship is often the most dangerous time for the victim.
ترک یک رابطه ی خشونت خانگی اغلب خطرناک ترین زمان برای قربانی است.
• The court recognized the pattern of control as a DV relationship.
دادگاه آن الگوی کنترل را به عنوان یک رابطه ی خشونت خانگی به رسمیت شناخت.