اگر هر کلمه رابه خوبی ریشه یابی کنیم به نکات جالبی پی خواهیم برد
Duress=Enجورِس - djʊˈres - ˈdʊresدورِس= شدت، اجبار، رفتار خشن و تند
معانی دیگر: زندانی بودن، حبس، زور، سختی، سفتی، محکمی، اکراه
Duress - Turk - جورِس - دورِس= رفتار خشن و تند، دریافت جور وستم، و. . .
... [مشاهده متن کامل]
جِوُرdjʊˈr ( Dur ) =جور، بیداد، جفا، ستم، ظلم، شکنجه، زندان، حبس، رفتار خشن وتند، زجر، آزار، اذیت، تعب، رنج، سختی، عذاب و. . .
اُل تورمِدا چِوُر پکیا. Ol tumede jowur chekya. =او در زندان رنج ( عذاب ) می کشد
اِس Es، Ess=حس، ادراک، دریافت، درک، احساس، عاطفه، حساسیت، توانایی، نیرو، زور، انرژی، کارمایه، قوه فعلیه، و. .
اِلیم اِس مایاelim esmaya. =دستم حس ندارد، دستم توانایی ندارد، دستم زور ندارد
Dur دور=محکم، استوار، سخت، ایستا، مانا، پایا، متوقف، بی حرکت، راکد، ساکن، متوقف، و. . . فعل امر دورماک Durmak =محکم واستوار ایستادن، متوقف شدن، متوقف شدن، ماندن، توقف کردن، . پایداری کردن ، دوام آوردن، درنگ کردن، و. . .
Durdgery - Enدراجری - ˈdrʌdʒəri - ˈdrədʒəriدراجری= خرحمالی
معانی دیگر: خرکاری، رنج بری، جان کنی، کارپرزحمت
Durdgery - Turk - دراجری، دور اجری=کار پر رنج و زحمت، کار دور ( بدون، کم ) اجرت، خرحمالی، زجر کاری، و. . . .
Dur دور=محکم، استوار، سخت، ایستا، مانا، پایا، پر دوام، دوامدار، متوقف، بی حرکت، راکد، ساکن، متوقف، و. . . فعل امر دورماک Durmak =محکم واستوار ایستادن، متوقف شدن، متوقف شدن، ماندن، توقف کردن، . پایداری کردن ، دوام آوردن، درنگ کردن، و. . .
جِوُرdjʊˈr ( Dur ) =جور، بیداد، جفا، ستم، ظلم، شکنجه، زندان، حبس، رفتار خشن وتند، زجر، آزار، اذیت، تعب، رنج، سختی، عذاب و. . .
دور =Durبعید، پرت، متباعد، مستبعد، جدا، منفک، منفصل، بری، دیر، ، کم، جزئی، دوران، حدود فعالیت، کار، و. . . . .
ədʒər اجر: اجرت، پاداش، ثواب، جایزه، حق الزحمه، دستمزد، عطیه، کارمزد، مزد، و. . .
به خاطر ارتباطی که زبان فارسی با زبانهای اروپایی و هندی دارد بعضی زبان شناسان زبان فارسی را زبان هندو اروپایی دانسته اند در حالیکه ارتباط اصلی آن زبانها با زبان ترکی است به خاطر تاثیر زبان ترکی ( امپراطوری های ترک زبان ) و فرماندهان ترک زبان ( لغت نامه جغتای: همه فرماندهان روم ترکمن ( من تُرکم ) بودند وریشه زبانهای اروپایی زبان رومی است )
Durdge - En - داج، دورچ= زحمت کش، جان کن، جان کندن، رنجبر
Durdge - Turk =دورچ ( دورچی ) =سخت و پر دوام کار کننده
پسوند چ یا چی ( ج یا جی ) نشانه انجام کار یا عملی دارا بودن شغل و صفتی مرتبط با آن است مثل: گاریچی، پستچی، و. . .
در زبان ترکی :سورجی ( سورِج ) =راننده، دیه چی ( دییِچ ) =شتربان، گیدیجی ( گیدِچ ) =رونده، چورِکچی=نانوا، و. . .
ارتباط کلمات فارسی ، انگلیسی با زبان ترکی وبلاکpoladabady@blogfa. com
Duress=Enجورِس - djʊˈres - ˈdʊresدورِس= شدت، اجبار، رفتار خشن و تند
معانی دیگر: زندانی بودن، حبس، زور، سختی، سفتی، محکمی، اکراه
Duress - Turk - جورِس - دورِس= رفتار خشن و تند، دریافت جور وستم، و. . .
... [مشاهده متن کامل]
جِوُرdjʊˈr ( Dur ) =جور، بیداد، جفا، ستم، ظلم، شکنجه، زندان، حبس، رفتار خشن وتند، زجر، آزار، اذیت، تعب، رنج، سختی، عذاب و. . .
اُل تورمِدا چِوُر پکیا. Ol tumede jowur chekya. =او در زندان رنج ( عذاب ) می کشد
اِس Es، Ess=حس، ادراک، دریافت، درک، احساس، عاطفه، حساسیت، توانایی، نیرو، زور، انرژی، کارمایه، قوه فعلیه، و. .
اِلیم اِس مایاelim esmaya. =دستم حس ندارد، دستم توانایی ندارد، دستم زور ندارد
Dur دور=محکم، استوار، سخت، ایستا، مانا، پایا، متوقف، بی حرکت، راکد، ساکن، متوقف، و. . . فعل امر دورماک Durmak =محکم واستوار ایستادن، متوقف شدن، متوقف شدن، ماندن، توقف کردن، . پایداری کردن ، دوام آوردن، درنگ کردن، و. . .
Durdgery - Enدراجری - ˈdrʌdʒəri - ˈdrədʒəriدراجری= خرحمالی
معانی دیگر: خرکاری، رنج بری، جان کنی، کارپرزحمت
Durdgery - Turk - دراجری، دور اجری=کار پر رنج و زحمت، کار دور ( بدون، کم ) اجرت، خرحمالی، زجر کاری، و. . . .
Dur دور=محکم، استوار، سخت، ایستا، مانا، پایا، پر دوام، دوامدار، متوقف، بی حرکت، راکد، ساکن، متوقف، و. . . فعل امر دورماک Durmak =محکم واستوار ایستادن، متوقف شدن، متوقف شدن، ماندن، توقف کردن، . پایداری کردن ، دوام آوردن، درنگ کردن، و. . .
جِوُرdjʊˈr ( Dur ) =جور، بیداد، جفا، ستم، ظلم، شکنجه، زندان، حبس، رفتار خشن وتند، زجر، آزار، اذیت، تعب، رنج، سختی، عذاب و. . .
دور =Durبعید، پرت، متباعد، مستبعد، جدا، منفک، منفصل، بری، دیر، ، کم، جزئی، دوران، حدود فعالیت، کار، و. . . . .
ədʒər اجر: اجرت، پاداش، ثواب، جایزه، حق الزحمه، دستمزد، عطیه، کارمزد، مزد، و. . .
به خاطر ارتباطی که زبان فارسی با زبانهای اروپایی و هندی دارد بعضی زبان شناسان زبان فارسی را زبان هندو اروپایی دانسته اند در حالیکه ارتباط اصلی آن زبانها با زبان ترکی است به خاطر تاثیر زبان ترکی ( امپراطوری های ترک زبان ) و فرماندهان ترک زبان ( لغت نامه جغتای: همه فرماندهان روم ترکمن ( من تُرکم ) بودند وریشه زبانهای اروپایی زبان رومی است )
Durdge - En - داج، دورچ= زحمت کش، جان کن، جان کندن، رنجبر
Durdge - Turk =دورچ ( دورچی ) =سخت و پر دوام کار کننده
پسوند چ یا چی ( ج یا جی ) نشانه انجام کار یا عملی دارا بودن شغل و صفتی مرتبط با آن است مثل: گاریچی، پستچی، و. . .
در زبان ترکی :سورجی ( سورِج ) =راننده، دیه چی ( دییِچ ) =شتربان، گیدیجی ( گیدِچ ) =رونده، چورِکچی=نانوا، و. . .
ارتباط کلمات فارسی ، انگلیسی با زبان ترکی وبلاکpoladabady@blogfa. com