🔸 معادل فارسی:
• کسی را جایی جا گذاشتن / کسی را به جایی سپردن
• کسی را رها کردن و رفتن / کسی را به دست کسی دادن
• کسی را از سر خود باز کردن / کسی را بی سرپرست گذاشتن
🔸 مثال ها:
• They dumped Casanova off with his grandmother.
... [مشاهده متن کامل]
آن ها کازانووا را پیش مادربزرگش جا گذاشتند و رفتند.
• He dumped the kids off at his sister's place.
او بچه ها را پیش خواهرش رها کرد و رفت.
• I got dumped off at the station with no money.
مرا در ایستگاه با دست خالی رها کردند.
• کسی را جایی جا گذاشتن / کسی را به جایی سپردن
• کسی را رها کردن و رفتن / کسی را به دست کسی دادن
• کسی را از سر خود باز کردن / کسی را بی سرپرست گذاشتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
آن ها کازانووا را پیش مادربزرگش جا گذاشتند و رفتند.
او بچه ها را پیش خواهرش رها کرد و رفت.
مرا در ایستگاه با دست خالی رها کردند.